تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 406

مساهمون:

ص٤٠٦
يَسْبِقُونا ساءَ ما يَحْكُمُونَ . »
« 77 » ابن ابى الحديد از كتاب سقيفه احمد بن عبد العزيز جوهرى از عمر بن شبه از ابو قبيصه روايت كرده است كه گفت : چون پيامبر از دنيا رفت و ماجراى سقيفه به اتمام رسيد على به اين شعر مثل مىزد : و مردمان مىگفتند آنچه را مىخواستند و سركشى مىكردند چون بلاياى زيد او را هلاك كرده بود . از آنچه گذشت دانسته مىشود كه اصل استدلال گروه شيخين براى برخوردارى از مقام خلافت آن بود كه ايشان از قريش و از خويشاوندان پيامبرند و به همين وسيله انصار را از رسيدن به خلافت پيامبر بازداشتند . اين دليل خود بر حقانيت على و بنى هاشم در سزاوار بودن بر جانشينى پيامبر گواهى مىدهد . زيرا اينان از ديگران پيوند خويشاوندى نزديك‌ترى با پيامبر داشتند و از عشيرهء آن حضرت بودند . بنابراين اگر خلافت براساس خويشاوندى ثابت مىشود على و بنى هاشم از قريش به پيامبر نزديك‌تر بودند و اگر قرابت مقتضى جانشينى پيامبر نيست پس انصار نيز در دعوى خود راست و پابرجايند . امير المؤمنين نيز در برخى از سخنانش وقتى از ماجراى سقيفه آگاه شد به همين نكته اشاره كرده است . و در اين باره شاعرى كه گفته‌اند على يا كميت بوده چنين سروده است : اگر تو با شورا متصدى امور مسلمانان شدى چگونه شورايى بود كه مشاوران غايب بودند . و تو اگر به واسطهء خويشاوندى با پيامبر مقام خلافت را صاحب شدى ، پس غير از تو بود كسى كه به پيامبر نزديك‌تر و خويشاوندتر از تو باشد . گفته شد بنى هاشم با على بن ابيطالب پس از بازگشت از مسجد در خانهء فاطمه گرد آمدند و از بيعت با ابو بكر خوددارى مىكردند . همچنين طلحه و زبير و گروهى از مردان مهاجر نيز طبق روايت طبرى با على و بنى هاشم همراه بودند . محمد بن اسحاق در حكايتى كه ابن هشام در سيره‌اش از او ذكر كرده مىگويد : على بن ابيطالب و زبير بن عوام و طلحة بن عبيد الله در خانهء فاطمه جاى گرفتند و ابن هشام در روايتى به سند خود از عمر بن خطاب نقل كرده است كه گفت : على بن ابيطالب و زبير بن عوام و هواداران اين دو تن به بيعت با ما تن درندادند . همهء روايات وجود زبير را با على و بنى هاشم ذكر كرده‌اند ولى دربارهء طلحه روايات متفاوت است اما آنچه جلب‌نظر مىكند وجود طلحه در زمرهء على و بنى هاشم است درحالى كه وى از قبيلهء تيم بود .
هامش
( 77 ) . آيه‌هاى 1 - 4 سورهء عنكبوت : به نام خداوند بخشندهء مهربان . الم . آيا مردم گمان مىبرند كه چون گفتند ايمان آوريم رها مىشوند و امتحان نمىشوند . حال آنكه ما مردم پيش از اينان را آزموديم تا خدا بداند كسانى را كه راست گفتند و كسانى را كه دروغ مىگفتند ، آيا آنان كه بدى مىكنند مىپندارند بر ما پيشى مىگيرند چه بد است حكمى كه مىكنند .