آن را بالا برد و چه گرامى بود دستى كه بالا مىبرد و دستى كه بالا برده شد .
هركسى كه من مولاى اويم پس اين ( على ) مولاى اوست اما آنان خشنود و قانع نشدند .
سيد حميرى در قصيدهاى ديگر نيز سروده است :
پيامبر با بانگى رسا در روز غدير بهترين سفارش را دربارهء على كرد .
سخن پيامبر كه فرمود : هركس من مولاى اويم بدانيد كه اين ( على ) هم مولاى اوست .
سخن آشكار و بىپرده بود .
سيد حميرى همچنين در قصيدهء مذهبهء خود چنين مىسرايد :
در خم چون گفت خداوند با آيهاى كه اى محمد برخيز در ميان مردم و براى آنها سخن بگوى .
و ابو الحسن ( على ) را براى امت خود نصب كن كه او هدايتگر امت است و اگر او را به اين مقام منصوب نكنى رسالت خود را تبليغ نكردى .
پس على را فراخواند و مردم را نيز دعوت كرد و على را به آنان نشان داد و مصدق و مكذب آشنا شد .
خداوند ولايت را پس از پيامبر براى انسان مهذبى قرار داد و نخواست كه اين منصب براى كسى كه مهذب نيست ، تعيين كند .
سيد حميرى باز هم مىسرايد :
محمد در غدير خم از جانب خداوند با خواندن آيهاى فرمود :
بدانيد كه هركس كه من مولاى اويم پس اين ( على ) برادر من مولاى اوست . پس سخن مرا بشنويد .
سيد حميرى در اينباره نيز چنين سروده است :
پيامبر در روز غدير خم براى سخنرانى در كنار دوحهها يا روبهروى آنها بهپا خاست .
پس فرمود : هركس كه مولاى اويم پس اين ( على ) مولاى اوست . خداوند گواه باش كه اين سخن را بارها گفت .
سيد حميرى نيز در اين مقام سرايد :
محمد در غدير خم به پا خاست و با بانگى آشكار و واضح ندا داد .
هشداريد كه هركس كه من مولاى اويم پس اين ( على ) هم مولاى اوست و به او دلسوز بود .
خدايا ! دشمنى كن كسى كه على را دشمنى كرد و براى دوستدار على سرپرست و دوستدار باش .
ابو تمام حبيب بن اوس طايى در قصيدهاى در اينباره گويد :
در روز غدير حق اهلش را روشنى بخشيد در درياى فراخى كه در آن حجاب و پوششى نبود .
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 374
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٣٧٤