تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 328

مساهمون:

ص٣٢٨
همين غزوه اكتفا كرده و به غزوه اى كه در سال هشتم روى داد اشاره اى نكرده است . دحلان در سيرهء خود نيز همين مطالب را تصريح كرده است . اما آنچه به نظر نگارنده مى رسد آن است كه غزوهء يمن سه بار صورت پذيرفته است يكى در سال هشتم هجرى و ديگرى در بين سال هشتم و نهم وغزوهء سوم در سال دهم هجرى بوده است . فرستادن على ( ع ) به يمن در آخر سال هشتم هجرى اين واقعه پس از فتح مكه روى داد . پيغمبر ، على ( ع ) را به سوى همدان فرستاد تا ايشان را به پذيرش آيين اسلام دعوت كند . همدانيان نيز همگى در يك روز به اسلام گرويدند . شيخ مفيد گويد : از جمله فضايل ومناقب على ( ع ) ، موردى است كه تمام نويسندگان اجماع كرده اند . جريان از اين قرار بود كه پيامبر خالد بن وليد را به همراهى چندتن ديگر كه براءبن عازب نيز در ميان آنان بود ، براى فراخواندن مردم يمن به آيين اسلام ، به آن ديار روانه كرد . خالد مدت شش ماه مردم را به پذيرش آيين اسلام دعوت مى كرد اما هيچ كس به دعوت او پاسخ نگفت . اين مطلب خاطر پيامبر را آزرده ساخت وامير المؤمنين را فرا خواند و به او دستور داد و خالد وهمراهانش را از يمن بازگرداند و فرمود : اگر كسى از همراهان خالد مى خواست تو را همراهى كند او را از اين كار بازندار . براءبن عارب گويد : من از كسانى بودم كه على ( ع ) را در اين مأموريت همراهى مى كردم . چون به ابتداى سرزمين يمن رسيديم و مردم از ورود ما خبردار شدند همگى اجتماع كردند . على ( ع ) نماز صبح را با ما گزارد . پس در برابر ما براى سخنرانى برخاست وخداوند را حمد و ثنا گفت و آن گاه نامهء رسول خدا را بر مردم همدان قرائت كرد ، مردم همدان در آن روز همگى اسلام آوردند و آن حضرت در نامه اى خبر اسلام آوردن آنان را براى رسول خدا نوشت . چون پيامبر نامهء او را خواند خوشحال شد و به سجده در افتاد . وخداى را سپاس گفت و آن گاه سر خود را بلند كرد و نشست و فرمود : سلام بر همدان باد ! پس از مسلمان شدن مردم همدان ، اهل يمن نيز به آيين اسلام گرويدند . ابن اثير گويد : پيامبر ( ص ) سه بار فرمود : سلام بر همدان باد ! در سيرهء حلبيه آمده است : رسول خدا ، خالد بن وليد را به سوى قبيله همدان از سرزمين يمن فرستاد تا آنان را به اسلام بخواند . براء مى گويد : من نيز جزو همراهان خالد بوده ام . ما در همدان شش ماه ماندگار شديم و مردم آنجا را به اسلام فراخوانديم اما هيچ يك از ايشان به دعوت ما پاسخ مثبت نگفت . آن گاه پيامبر ، على بن ابيطالب را فرستاد و به او فرمان داد تا خالد را از همدان بازگرداند و خود به جاى او در آن شهر به تبليغ اسلام مشغول شود . چون ما ( با على ( ع ) به نزديك مردم همدان رسيديم آنان به استقبال ما آمدند و على ( ع ) با ما نماز صبح را خواند . پس