تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
على واگذار كند و ممكن بود به خاطر امتناع او از دادن رايت ، خللى در نقشهء پيامبر وارد مىشد و ميان مهاجران و انصار اختلاف كلمه اوج مىگرفت . همچنين پيغمبر مىدانست كه انصار رضايت نمىدهند كه كسى رايت را از دست رئيس آنان بازستاند و او را از اين منصب بزرگى كه پيامبر به او داده ، بر كنار كند . مگر آنكه آن شخص از نظر قدر و منزلت همچون شخص پيامبر بوده و اطاعتش مانند پيغمبر بر همگان لازم باشد . اگر در محضر پيامبر كس ديگرى جز امير المؤمنين داراى چنين شأن و مقامى مىبود ، پيامبر حتما اين امر را به او واگذار مىكرد . و همين گواه فضلى است كه تنها به امير المؤمنين اختصاص يافت و هيچ كس در چنين فضيلتى با او سهيم نشد و هيچ‌گاه كسى جز على براى انجام امور مهم از طرف پيامبر برگزيده نشد . نگارنده گويد : بر فرض آنكه سعد از دادن رايت به كسى جز على ، به خاطر فرمانبردارى از رسول خدا ، امتناع مىكرد ناگزير بايد در دلش كينه‌اى باشد كه به تسليم رايت به على گردن نمىنهاده است . رسول خدا به خاطر خيانت و بدكردارى تنى چند از مردان و زنان مكى ، فرمان به قتل آنها داد . حتى اگر محكومان زير پرده‌هاى كعبه هم پناه مىگرفتند باز اين حكم بايد در مورد ايشان به اجرا درمىآمد . بعضى از آنها از پيامبر زنهار خواستند و آن حضرت از كرده‌هاى ايشان گذشت و برخى از آنان را كشت . از جمله دو كنيزك خواننده را كه هر دو با آواز رسول خدا را هجو مىكردند و براى مشركانى كه در جنگ بدر به قتل رسيده بودند ، مرثيه مىخواندند . يكى از اين دو را على كشت . از ديگر كشتگان حويرث بن نفيل بن كعب بود كه پيامبر را در مكه آزار مىداد . اين مرد هم به دست على به قتل رسيد . شيخ مفيد گويد : وقتى پيامبر به مسجد وارد شد ، سيصد و شصت بت در آن يافت . به على فرمود : مشتى ريگ بده . او همچنين كرد . پيامبر ريگها را گرفت و به طرف بتها پرتاب كرد و گفت :
« وَ قُلْ جاءَ الْحَقُّ وَ زَهَقَ الْباطِلُ إِنَّ الْباطِلَ كانَ زَهُوقاً »
« 66 » سپس فرمود تا بتها را از مسجد بيرون برده آنها را بيفكنند و بشكنند . پيامبر بلال را به سوى عثمان بن طلحه فرستاد تا كليد كعبه را بستاند . بلال كليد را از عثمان گرفت و براى پيامبر آورد . در روايتى ديگر نقل شده است كه عثمان كليد را به پيامبر نداد و بر بام كعبه رفت . على بن ابيطالب در پى او بر فراز كعبه برآمد و دست او را پيچانيد و كليد را از او گرفت . مفيد گويد : على ( ع ) خبردار شد كه خواهرش ، ام هانى ، گروهى از قبيلهء بنى مخزوم ( از خويشاوندان شوهرش هبيرة بن ابى وهب مخزومى ) را كه حارث بن هشام و قيس بن سائب نيز از جملهء آنان بودند ، در خانهء خود پناه داده است .
هامش
( 66 ) . آيهء 81 سورهء اسرا : بگو حق آمد و باطل نابود شد . همانا باطل نابودشدنى است . - م .
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 324 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين