سال هفتم هجرى
على در غزوهء خيبر
اين جنگ در جمادى الاولى يا محرم سال هفتم هجرى به وقوع پيوست . تفصيل اين ماجرا قبلا در جلد دوم بيان شد و در اينجا به ذكر وقايعى مىپردازيم كه با زندگى على ( ع ) بستگى دارد . يهوديان خيبر ، غطفانيان را براى جنگ برضد پيامبر يارى مىدادند . شمار مسلمانان در اين جنگ به يك هزار و چهارصد تن و دويست اسب مىرسيد . على در اين جنگ به چشم درد مبتلا بود . ازاينرو پيامبر رايت را به كس ديگرى داد . اما او شكست خورد و از پيش روى دشمنان گريخت و به نزد پيامبر بازگشت . على به دنبال پيامبر روان شده و از او جدا نشده بود و در همانجا به درد چشم مبتلا شد . پس پيامبر او را خواست و در چشمش آب دهان ريخت و چشمان على بهبود يافت . پيامبر رايت را به على سپرد و پيروزى مسلمانان به دست او فراهم آمد . ابن هشام گويد ابن اسحاق گفت : بريدة بن سفيان بن فروه اسلمى از پدرش سفيان از سلمة بن عمرو اكوع نقل كرد كه گفت : رسول خدا ابو بكر صديق را با رايت سپيد رنگش به سوى برخى از دژهاى خيبريان فرستاد اما او بدون آنكه پيروز شود بازگشت .
رسول خدا فرمود : فردا رايت را به مردى خواهم سپرد كه خدا و رسولش را دوست مىدارد و خداوند پيروزى را با دستان او عايد ما مىكند . او از ميدان نبرد نمىگريزد . در سيرهء حلبيه اين روايت آمده است با اين تفاوت كه در آنجا نقل شد ، حملهكنندهاى كه از ميدان نبرد فرار نمىكند . در همان كتاب به نقل از الامتاع آمده است : پيامبر لواى خود را به مردى از مهاجران داد اما آن مهاجر بدون آنكه كارى كند بازگشت . سپس پيامبر لوا را به يكى ديگر از مهاجران سپرد و او هم بدون آنكه كارى صورت دهد به نزد پيغمبر بازگشت . سپاهيان يهود به رهبرى مردى به نام ياسر يا ناشر بيرون آمدند و انصار را عقب راندند تا آنكه به جايگاه رسول خدا رسيدند . اين امر بر پيامبر بسيار گران آمد و اندوهناك شد . ابن هشام گويد : سلمه گفت : آنگاه رسول خدا ، على را كه به درد چشم مبتلا بود به نزد خود فراخواند . پيامبر در دو