پس از كشته شدن عمرو بر سر خواهر او چه آمد ؟
عمرو خواهرى به نام عمره و با كنيهء ام كلثوم داشت . شيخ مفيد در ارشاد مىنويسد : احمد بن عبد العزيز روايت كرد كه سليمان بن ايوب از ابو الحسن مداينى براى ما حديث كرد و گفت :
وقتى على بن ابيطالب ، عمرو بن عبدود را كشت ، خبر آن به گوش خواهر عمرو رسيد . وى گفت : چه كسى چنين جسارتى بر عمرو كرد ؟ گفتند : على بن ابيطالب گفت : پس مرگ او به دست هماوردى بزرگ اتفاق افتاد . اشكم هماره در سوگ عمرو جارى است . او پهلوانان بسيارى را كشت و با هماوردان بزرگى نبرد آزمود و سرانجام مرگ او به دست همتايى بزرگوار از قوم خودش بود . اى بنى عامر من تا به حال خبرى از اين پرافتخارتر نشنيدهام آنگاه اين اشعار را سرود :
اگر كسى جز على ، عمرو را از پاى درآورده بود تا ابد بر او مىگريستم .
اما كشندهء عمرو ، قابل نكوهش نيست . و هم اوست كه پيش از اين بيضة البلد ناميده مىشد .
بنابر اين روايت غير از روايت شيخ مفيد ، دنبالهء ابياتى كه خواهر عمرو سرود چنين است :
از ذريهء هاشم است و در آسمان بالا مىرود و مردم را با حسد بر آنها ، مىكشد .
اينان قومىاند كه خداوند ابا دارد مگر آنكه كرامت دين و دنيا را بدون هيچگونه نزاعى به آنها بسپارد .
اى ام كلثوم گريه كن بر عمرو همچون گريهاى كه مادر سوگ فرزندش سر مىدهد .
شيخ مفيد مىنويسد : خواهر عمرو در قتل برادرش اشعارى سروده و از على بن ابيطالب هم ياد كرده است :
در نبرد گاهى تنگ همچون دو شير دلاور بودند كه به يكديگر درآويختند . هر دوى آنها هماوردانى بزرگ بودند .
آن دو با جنگ و نيرنگ خود در ميان مذاد « 61 » دلهاى نظارهگران را ربودند .
آن دو با غيرتى تمام براى جنگيدن حضور داشتند و هيچكس نتوانست آن دو را از هم جدا كند .
اى على برو كه چه پيروزى بزرگى به دست آوردى و اين سخنى است استوار كه در آن هيچ زور و اجبار راه ندارد .
قريش پس از كشته شدن عمرو خوار و حقير شد و اين حقارت قريش را از ميان خواهد برد و
هامش
( 61 ) . مذاد : ابن اعرابى گويد نام همان محلى است كه پيامبر در آن خندق را حفر كرد . - م .