پس على در ميدان جنگ حركتى هاشمى كرد و چون دشمنان سركشى كردند و تكبر ورزيدند على ايشان را تباه ساخت .
پس براى شما ( اهل مدينه ) افتخارى بر ما نيست به غير از خود ما . و شما را فخرى نيست كه بخواهيد آن را برشماريد و بگوييد .
مسافع بن عبد مناف بن وهب جمحى نيز در سوگ عمرو مويه مىكند و خاطرهء كشته شدن او بهدست على را به ياد مىآورد و مىگويد :
عمرو بن عبدود نخستين جنگاورى بود كه از خندق گذشت و هم او پهلوان يليل بود .
على پهلوان پيروز كه پياده بود ، در جنوب سلع شمشير را آخته كرد و به سوى پهلوانى كه سواره بود رفت .
پس على برو كه چه پيروزى بزرگ و بىنظيرى نصيب تو شد افتخار باد بر تو كه با دشوارى روبهرو نشدى .
هبيرة بن ابى وهب ، يكى از كسانى بود كه با عمرو از خندق گذشت و با كشته شدن عمرو از چنگ على گريخت . وى در سوگ عمرو اشعارى گفته و در آنها از على ياد كرده است .
ابن هشام در كتاب خود ابياتى از مرثيههاى هبيره را نقل كرده است . وى دربارهء كشته شدن عمرو و شجاعت على گويد :
اى على ! هرگز از تو شجاعتى را كه در اين ميدان به خرج دادى نديده بودم . و تو همچون پهلوانى در مقابل پيشاهنگ ( حملهكنندگان ) ايستادگى كردى .
پس چه پيروزى بزرگى نصيب تو شد كه چنان پيروزى براى افتخار تو بس است و با كشتن عمرو شورشى را كه از سم اسبان به پا شده بود ، آرام كردى .
حاج هاشم كعبى هم دربارهء جنگ احزاب در قصيدهاى سروده است :
در جنگ احزاب چون شب فرارسيد همچون سيل لبريز بود و اسبان ( پهلوانان ) را در خود داشت .
از روشى استوار رويگردان بود و همپيمان گمراهان با سپاه و لشكر روى آورد .
پس تو حرمت او را شكستى و با تمام جنگاورىاش او را در زمين هموار مانند گوسالهاى بريان كشتى تا خوراك درندگان شود .
على ( ع ) در غزوهء بنى قريظه
اين غزوه در ذى قعدهء سال پنجم هجرى به وقوع پيوست كه شرح مفصل آن را در جلد اول خوانديد . در اينجا تنها به ذكر اخبارى بسنده مىكنيم كه با زندگى امير المؤمنين ( ع ) ارتباط دارد . قبلا در ضمن مطالبى كه دربارهء جنگ خندق بيان شد گفتيم : بنى قريظه پيمان ميان خود