ذكر مىكردند .
بدون ترديد وقتى منبه و عكرمه و ضرار توانستند از چنگ على ( ع ) جان سالم بدر برند و به اردوگاه كفار برسند ، آنان را از ماجرايى كه بر سر عمرو رفته بود آگاه كردند و بدين وسيله شكستى در روحيهء آنان پديد آمد .
على ( ع ) در جنگ خندق ، به دلايلى چهرهء ممتازترى از ديگران داشت . اول : پيشى وى از ديگران براى عزيمت به جايى كه خندق كه عمرو و همراهانش از آن گذر كرده بودند و همراهان على ، اگر على با ايشان روانه نمىشد و پايمرديهاى وى نبود بيرون نمىآمدند .
زيرا وقتى على براى جنگ با عمرو ، آنان را تنها گذارد و پس از كشتن عمرو به سوى ايشان بازگشت ديد كه همراهانش از ترس مىخواهند قالب تهى كنند . با اين همه وقتى همراهان عمرو گريختند ، آنها نتوانستند كسى از ايشان را اسير كنند يا بكشند . منبه از خندق گذشت و احتمال دارد در قبل يا بعد از آنكه از خندق گذر كرده تيرى بر او زده باشند . در كتابها از نام كسى كه به سوى منبه تير انداخته ذكرى به ميان نرفته است . منبه با حالتى مجروح به مكه رسيد و در اثر اصابت همان تير درگذشت . ضرار و عكرمه نيز سالم از خندق عبور كردند .
كسى جز على در تعقيب هبيره نبود و نوفل هم به بالاى خندق رسيد و اگر اسبش در خندق فرونمىافتاد او هم نجات مىيافت و شايد كسانى كه بر سر و روى نوفل در خندق سنگ مىريختند ، نهايت تلاش خود را به نمايش گذارده بودند !
دوم : بزرگترين امتياز على در اين ميدان ، كشتن عمرو بود . تا جايى كه پيامبر فرمود :
ضربتى كه على بر عمرو فرود آورد برابر با عبادت ثقلين بود . كشته شدن عمرو باعث فرار و هزيمت مشركان شد .
سوم : على ( ع ) به تعقيب فراريان همت گماشت . و اين در حالى بود كه آنها سواره و على پياده بود و خستگيى كه در اثر جنگ با عمرو به او دست داده بود وى را از تعقيب فراريان مانع نشد .
چهارم : رفتن او به قعر خندق ، پيش نوفل ، و كشتن و دو نيم كردن او با ضربتى كه دربارهء آن گفتهاند : اگر شمشيرش اصابت كند ، مىدرد و اگر اشاره كند مىخراشد .
پنجم : تعقيب هبيره . در حالتى كه على پياده و هبيره سواره بود . با اين وجود هبيره در برابر على تاب ايستادگى نداشت و جز گريز راه نجات ديگرى براى خود نمىديد . با تمام اينها ، او هم نزديك بود مزهء مرگ را از شمشير على بچشد . زرهى كه هبيره با خود داشت از تنش فروافتاد .
ششم : كشتن حسل بن عمرو . در ميان اين سه هزار تن مسلمانى كه در خندق حضور داشتند كسى نبود كه حسل را بكشد به جز على كه او را هم به پدرش ملحق كرد .
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 279
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٢٧٩