تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 278

مساهمون:

ص٢٧٨
آنكه پشت‌سر خود را نگاه كنند پا به فرار گذاشتند . زيرا مىدانستند اگر اندكى درنگ كنند سرنوشتى مانند سرنوشت عمرو كه پيشاهنگ و دلاورترين آنان بود ، در انتظارشان خواهد بود . على به بريدن سر عمرو مشغول بود و چون آن را نزد پيامبر برد ، به دنبال همراهان عمرو و محافظت از همان شكافى كه ايشان موفق شده بودند با استفاده از آن پا بدرون شهر بگذارند ، شتافت . ناگهان على ( ع ) همراهان عمرو را در حال گريز ديد برخى از آنها يعنى عكرمه و هرب و ضرار توانستند خود را به آن سوى خندق برسانند و جان سالم بدر برند و دو تن از ايشان يعنى منبه و نوفل كشته شدند . منبه تير خورد و از اثر آن در مكه جان باخت و نوفل در خندق افتاد و مسلمانان بر او سنگ مىزدند . نوفل گفت : اى جماعت عرب ! مرگى بهتر از اين هم هست . على ( ع ) از مركب خود پايين آمد و او را كشت . و در روايت ديگرى آمده است كه على او را با شمشير دو نيمه كرد . على ( ع ) همچنين به دنبال هبيرة روانه شد اما نتوانست بر او كاملا مسلط شود و ضربتى بر كوههء زين او فرود آورد و زرهء يدك او را پاره كرد . على ( ع ) قبل از آنكه هبيرة از خندق عبور كند ، به او رسيد . هبيره سواره بود و على پياده و از همين‌رو موفق شد كه بگريزد و على نتوانست جز بر كوههء زين او ضربتى وارد كند و حال آنكه اگر بر او دست يافته بود او را هم مىكشت . اما هبيره جان سالم بدر برد و از خندق گذشت . در كتاب سيرهء حلبيه نوشته شده است : پس ضرار بن خطاب ، برادر عمر خطاب ، و هبيرة ابى وهب بر على حمله بردند . على نيز به سوى آنان يورش برد ضرار پا به فرار گذاشت و فرار را برقرار ترجيح داد . اما هبيرة ايستاد تا اينكه زرهش افتاد و آن‌گاه گريخت . هبيره پهلوان و شاعر قريش بود . گفته‌اند وقتى ضرار بن خطاب گريخت ، برارش عمر بن خطاب سرسختانه به تعقيب او پرداخت . ضرار به سوى عمر بازگشت و خواست با نيزه بر او حمله برد اما دست نگهداشت و گفت : اى عمر اين نعمتى است كه بايد سپاس گذارده شود . من در برابر تو پايدارى مىكنم و دستى ( پيمانى ) پيش تو دارم كه عوض ندارد پس مراقب آن باش . مانند همين ماجرا براى عمر در احد هم اتفاق افتاد . عمر در آن روز با برادرش روبه‌رو شد . او مىخواست عمر را با نيزه بزند اما ناگهان دست نگهداشت و گفت : « اى پسر خطاب من تو را نمىكشم . » برادر دانستن عمر با ضرار ، چنانچه قبلا نيز گفته شد ، صحيح نيست . ضرار دو بار بر عمر حمله برد و مىتوانست او را بكشد اما از كشتن وى دست بازداشت . اما حسل ابن هشام در سيرهء خود از ابن شهاب زهرى نقل مىكند كه گفت : عمرو بن عبدود پسرش حسل را همراه آورده بود كه على ( ع ) او را كشت . احتمال دارد على ، وى را پيش از آنكه بگريزد كشته باشد . از همين‌رو سيره‌نويسان نوشته‌اند على دو تن از فراريان را به قتل رسانيد و اگر حسل را هم در آن هنگام كشته بود ايشان شمار آنان را سه تن
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 278 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين