تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧
مىزد . با اين وصف چگونه ممكن است پيامبر ، على را از اين كار بازنداشته و او را سرزنش نكرده باشد ؟ ! اين حديث ساختگى است . و سازندگان آن در نظر داشته‌اند با جعل اين حديث به على ( ع ) ايراد نقص و عيب كنند اما توجه نكرده‌اند كه اين حديث به قدح پيامبر و نسبت دادن ظلم به ساحت مقدس آن حضرت مىانجامد . خنك‌تر از اين گفته‌ها ، تعليل سهيلى است كه گفته : على ( ع ) آن كنيز را به خيانت به خداوند و پيامبر متهم كرد . آيا در شرع جايز است كه كسى را به مجرد ايراد اتهام بر او مورد مجازات قرار دهند ؟ در اينجا مخالفان شيعه بازارگرمى كرده و دروغهاى بسيار ترويج كرده‌اند . نويسندهء سيرهء حلبيه گويد : هركس ، مانند غلاة رافضى ، به عايشه نسبت زنا دهد كافر است . دحلان نيز به نقل از سهيلى چنين عبارتى نوشته و سپس گفته است : برخى از شيعيان در مجلس حسن بن زيد الداعى « 53 » كه يكى از بزرگان طبرستان بود ، حضور داشتند . يكى از شيعيان كارى قبيح به عايشه نسبت داد . حسن بن زيد هم دستور داد گردن او را بزنند . برخى از علويان به حكم او اعتراض كرده گفتند : اين مرد از شيعيان است . حسن بن زيد پاسخ داد : پناه بر خدا ! ! اين سخن طعنى بر رسول خدا بود . هيچ‌كس از غلاة و معتدلان شيعه ، چنين نسبتى به عايشه نداده‌اند . اين سخنى بس بزرگ است كه از دهان اين دروغگويان بيرون آمده . اگر اينها در آنچه مىگويند راستگويند بهتر است نام گويندهء اين سخن را ذكر كنند و نيز بگويند كه اين واقعه را در كجا يافته و يا در كدامين كتاب ديده‌اند ؟ چنين نيست . اينان دروغگويان و مفتريان و مفسدانى هستند كه هيچ دليل و برهانى بر اثبات اين دروغ خود ندارند . و هيچ عاملى به جز عداوت و عصبيت باطل و كم‌دينى ايشان را وادارد به گفتن چنين سخنى نكرده است . همچنين روايتى كه دحلان از حسن بن زيد الداعى نقل كرده كذب و بهتان محض است . زيرا ما يقين داريم كه در ميان شيعيان ، هيچ‌كس عايشه را بدين كار قبيح منتسب نكرده است . عقيدهء شيعه در اين‌باره آن است كه همسر پيامبر ممكن است مانند همسران نوح و لوط كافر باشد اما هيچ‌گاه زانيه نتواند بود . زيرا اين امر در نبوت ايجاد خلل مىكند . البته شيعيان اين اعتقاد خود را حاشا نمىكنند كه عايشه با خروج خود بر امام عادل و جنگ با او در ورطهء خطا افتاد و با بيرون آمدن از خانه‌اش با فرمان الهى در قرآن كه فرمود
« وَ قَرْنَ فِي بُيُوتِكُنَّ »
« 54 » مخالفت كرد . در واقع طعن بر رسول خدا آن روايتى است كه مىگويد على به‌ناحق كنيزى را مورد ضرب
هامش
( 53 ) . در نسخهء چاپى نام اين مرد حسن بن يزيد رفاعى آمده كه تصحيف قبيحى است كه شبيه همان دروغى است كه در روايت آمده . ( 54 ) . آيهء 33 سورهء احزاب . - م .