ديگر از آن مهاجران بود . در آن روز صلاح بود كه لواهاى انصار به سران آنها سپرده شود .
زيرا ايشان مسلمانان مهاجر را در پناه خود گرفته و آنان را يارى كرده بودند و در اسلام صاحب فضيلت به شمار مىآمدند . اما لواى مهاجران به على داده شد . در اين جنگ هم رايت و هم لوا به على ( ع ) داده شد . لواى قريش در زمان جاهليت در خاندان عبد الدار بود .
مشركان نيز در جنگ احد آن را به بنى عبد الدار سپردند . زيرا اين به مثابهء حقى از حقوق آنان تلقى مىشد . چون اين خبر به گوش رسول خدا رسيد ، فرمود : ما به وفادارى در حق اين لوا از آنان شايستهتريم . ابن سعد اين روايت را در طبقات ذكر كرده است . پس پيامبر لوا را از على گرفت و آن را به مردى از بنى عبد الدار به نام مصعب بن عمير سپرد وقتى مصعب در اين جنگ به شهادت رسيد ، پيامبر مجددا لواى او را به على ( ع ) بازگردانيد . اين خبر را ابن هشام و طبرى و ابن اثير و مؤلف سيرهء حلبيه و شيخ مفيد و عدهاى ديگر ، نقل كردهاند .
ابن هشام مىنويسد : چون مصعب به شهادت رسيد ، رسول خدا لواى او را به على بن ابيطالب داد . سپس وى روايت مىكند كه وقتى در روز احد ، جنگ شدت يافت رسول خدا به على پيغام داد كه رايت را پيش ببر و او همچنين كرد .
طبرى مىنويسد : چون مصعب بن عمير كشته شد ، رسول خدا لواى او را به على ( ع ) سپرد . ابن اثير و نويسندهء سيرهء حلبيه مانند همين عبارات را در كتابهاى خود نگاشتهاند .
شيخ مفيد در ارشاد از مفضل بن عبد الله از سماك از عكرمه از عبد الله بن عباس نقل كرده است كه گفت : على بن ابيطالب چهار فضيلت دارد كه ديگرى فاقد آن است . يكى آنكه او نخستين مرد از عرب و عجم است كه با پيامبر نماز خواند . دوم آنكه او در تمام جنگها ، رايت سپاه پيامبر را به دوش مىكشيد . سوم آنكه او تنها كسى است كه در روز جنگ احد در كنار پيامبر پابرجا ماند و حال آنكه ديگر مسلمانان از ميدان نبرد گريخته بودند . چهارم آنكه او تنها كسى بود كه در ميان قبر پيامبر رفت . محمد بن سعد در كتاب طبقات مىنويسد : پيغمبر در جنگ احد ، سه نيزه درخواست كرد و بر سر هريك لوايى بست . سپس لواى اوس را به اسيد بن حضير و لواى خزرج را به حباب بن منذر بن سعد بن عبادة و لواى مهاجران را به على بن ابيطالب و بنابر قولى به مصعب بن عمير سپرد . البته ميان دادن لوا به على و مصعب ، با توجه به توجيهى كه پيش از اين دربارهء آن بيان شد ، منافاتى وجود ندارد .
از جمله امتيازات ديگر على بن ابيطالب در روز احد آن بود كه وى تمام پرچمداران مشركين را كه تعداد آنها هفت يا نه تن بود ، از پاى درآورد . اولين اين پرچمداران طلحة بن ابى طلحه بود كه به خاطر شجاعتش او را « كبش الكتيبه » ( پيشقراول لشكر ) مىخواندند .
هيچيك از مسلمانان داوطلب نبرد با طلحه نشدند و طلحه كه چندين بار آنان را به همنبردى خود طلبيده بود از سكوت آنان استفاده كرده و مسلمانان را سرزنش كرد و گفت كه ايشان
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 254
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٢٥٤