داشت ، اما در اين لحظه اين دختر جوان هاشمى كه در خانهء نبوت پرورش يافته و از قبيلهاى اصيل و باشرافت برخاسته بود ، هيچ گريزى از راه دادن اين افتخار و غرور به خود نداشت .
او در پيش روى خود نظارهگر شمشيرهاى پدر و پسرعموى جوان و شجاع و پهلوانش بود كه مدت اندكى از ازدواج آنان با هم نمىگذشت . دست پسر عمويش تا شانه از خون رنگين بود . اين دو ، شمشيرهاى خود را با فاطمه سپردند و به او گفتند : اين دو را بگير و خونها را از رويشان پاك كن .
براى على ( ع ) ، به جز فاطمه كس ديگرى سزاوار نيست كه خونها را از روى شمشيرش بزدايد . قبلا نيز نقل شد كه على به فاطمه گفت : اين شمشير نكوهشناپذير را نگاهدار .
سياق اين عبارت اقتضا مىكند كه على به هنگام رفتن به آبگير ، شمشيرش را به فاطمه سپرده باشد . زيرا وى مىخواست از چاه آب بكشد ازاينرو لازم بود خود را سبك كند . لذا وى تا وقت بازگشت ، شمشيرش را به فاطمه سپرد . از طرفى محل آبگير نزديك بود و على نياز نداشت تا با خود شمشير حمل كند . آن حضرت پس از بازگشت از ميدان جنگ ، در مدينه شمشيرش را به فاطمه سپرد تا خونهاى آن را پاك كند و در هردو جا شمشير خود را نكوهشناپذير ( سربلند ) توصيف كرد . آرى . اين شمشير چرا سربلند نباشد كه در دست پهلوان پهلوانان و شير شجاع جنگها و نبردهاست . در تمام ميدانها ، آن دستى افتخار داشته كه اين شمشير را گرفته و با آن ضربه زده است .
شيخ مفيد در ارشاد و نيز عدهاى ديگر مىنويسند : دربارهء كشته شدن طلحه بن ابى طلحه به دست على ( ع ) و نيز كشته شدن كسان ديگر در روز احد و نيز سختيى كه آن حضرت ( ع ) در آن جنگ متحمل شد و بلايايى كه به او رسيد حجاج بن علاط سلمى اشعارى سروده و گفته است :
خداوند چه دفاعكنندهاى از حريم خود دارد . منظورم پسر فاطمه است كه عموها و داييهاى او ارجمندند .
دستهاى تو سخاوت به خرج داد و با ضربتى طلحه را زدى و او را با صورت بر خاك افكندى .
شمشير خود را از خون سيراب كردى و آن را بازنگرداندى مگر آنكه در ميدان جنگ سيرابش ساختى .
على ( ع ) در اين جنگ چهرهء ممتازى از خود به نمايش گذاشت . آنچنانكه كسى نتوانست با او برابرى كند . برخى از امتيازات آن حضرت عبارت بود از :
على ( ع ) ، همچون جنگ بدر ، صاحب رايت رسول خدا در روز احد بود و لواى مهاجران را نيز به دست داشت . رايت پرچم بزرگتر و لوا پرچم كوچكتر بود . قبلا بيان كرديم كه پيامبر در روز احد سه لوا ترتيب داد كه دو تاى آن از اوس و خزرج كه انصار بودند و يكى
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 253
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٢٥٣