اعلم عقيلى كه توسط قزمان كشته شد ؛ 19 . عثمان بن عبد الله بن مغيره كه حارث بن صمه او را كشت . كشتگان قبيلهء بنى عامر لؤى دو تن بودند : 20 . عبيد بن حاجز كه ابو دجانه او را كشت ؛ 21 . شيبة بن مالك بن مضرب كه طلحة بن عبيد الله او را از پاى درآورد . از بنى جمح دو تن كشته شدند : 22 . ابى بن خلف كه رسول خدا او را كشت ؛ 23 . ابو عزه كه عاصم بن ثابت گردن او را زد . از بنى عبد مناف چهار تن كشته شدند : 24 . خالد بن سفيان بن عويف ؛ 25 . ابو شعثاء بن سفيان بن عويف ؛ 26 . ابو حمراء بن سفيان بن عويف ؛ 27 . غراب بن سفيان بن عويف . ابن ابى الحديد مىنويسد : اين چهار برادر را على بن ابيطالب به قتل رسانيد . در روايت محمد بن حبيب آمده است كه گفت : در برخى از نوشتههاى ابو الحسن مداينى ديدم كه نوشته بود على پسران سفيان بن عويف را در روز احد از پاى درآورد و از او در اين باب شعرى روايت كرده است . از بنى عبد الشمس يك تن كشته شد : 28 . معاوية بن مغيرة بن ابو العاص كه طبق يكى از روايات على ( ع ) او را كشته و نيز گفتهاند زيد بن حارثه و عمار ياسر او را نابود كردهاند .
آنچه در بالا گذشت ، بنابر روايت واقدى بود . اما بنابر نقل كسان ديگرى غير از وى پى برديد كه بنابر روايات صحيحتر على ( ع ) همان كسى بود كه نه تن پرچمدار سپاه دشمن را به خاك و خون نشاند كه نامهاى آنها از اين قرار بود : 1 . طلحة بن ابى طلحه ؛ 2 . برادر يا پسر طلحه به نام ابو سعيد ؛ 3 . برادرش عثمان ؛ 4 . برادرش مسافع ؛ 5 . برادرش حارث يا خالد ؛ 6 .
پسر برادرش ابو عزيز ؛ 7 . عبد الله بن حميد از بنى اسد ؛ 8 . ارطاة بن شرحبيل عبدرى ؛ 9 .
صوأب غلام بنى عبد الدار ( طبق روايت على بن ابراهيم ) ؛ 10 . قارظ بن شريح عبدرى ( بنابر روايت بلاذرى ) ؛ 11 . ابو الحكم بن اخنس ثقفى ؛ 12 . وليد بن ابى خذيفة بن مغيره ؛ 13 . برادرش اميه ؛ 14 . هشام بن اميه مخزومى ؛ 15 . عمرو بن عبد الله جمحى ؛ 16 . بشر يا شيبة بن مالك عامرى يكى از افراد بنى عامر لؤى و شش تن اخير در روايت ابن اسحاق و غير او ؛ 17 و 18 و 19 و 20 . پسران سفيان بن عويف ( بنابر روايت محمد بن حبيب و مداينى ) . 21 . معاويه بن مغيره ( بنابر يكى از روايات ) . بنابراين اگر جمع تمام كشتگان كفار بيست و هشت تن بوده باشد على ( ع ) با احتساب موارد اتفاقى و اختلافى بيست و يك تن از آنان را كشته است نه دوازده تن ( و الله اعلم ) .
از ديگر امتيازات على در جنگ احد آن بود كه پس از به خاك انداختن طلحه بن ابى طلحه از شدت حيا و جوانمردى ، سر طلحه را نبريد و لباسش را از تنش بيرون نكرد . و ديديم كه در جنگ خندق نيز با عمرو بن عبدود به اين عمل دست نزد . درحالىكه سعد بن ابى وقاص دريغ مىخورد كه چرا در روز جنگ احد نتوانسته بود زره و كلاهخود برخى از مشركان را براى خود بردارد .
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 257
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٢٥٧