تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 206

مساهمون:

ص٢٠٦
سيرهء حلبيه آمده است : نام مردى كه گمان كرد عمار او را مسخره مىكند ، عثمان بن مظعون بود . ولى اين سخن صحيح نيست . و اگر آن مرد عثمان بن مظعون بود چرا ابن هشام نام او را بازگو نكرده و تنها به سخن وى اشاره كرده است ؟ ابن اسحاق در اين‌باره فقط گفته است « الرجل » و در سيرهء حلبيه نام او ابن مظعون ذكر شده . هنگامىكه على اين ابيات را مىخواند ، آن مرد در خود نمىديد كه به مخالفت با على برخيزد و چون عمار آنها را خواند و تكرار كرد از ضعيفى عمار سود برد و با او به مخالفت برخواست . روايتى كه در طبقات ابن سعد آمده است بر اين مبنا كه پيغمبر ، زيد بن حارثه و ابو رافع را از خانهء ابو ايوب به سوى مكه گسيل كرد تا فاطمه و ام كلثوم ، دو دخترش ، و سوده دختر زمعه ، همسرش ، را بياورد ، با اخبارى كه عموم روات نقل كرده‌اند مخالفت دارد .

پيمان برادرى

در سيرهء حلبيه آمده است : پيامبر پيش از هجرت بين مهاجران پيوند برادرى برقرار كرد . و بين خود و على نيز پيمان برادرى بست و گفت : آيا دوست ندارى من برادر تو باشم ؟ گفت : چرا اى رسول خدا دوست دارم . فرمود : پس تو در دنيا و آخرت برادر منى . در اين خصوص نبايد به افكار ابن تيميه كه پيمان برادرى بين مهاجرين و به خصوص بين پيغمبر و على را نفى كرده و گفته است : پيمان برادرى بين مهاجران و انصار براى ايجاد دوستى و جلب محبت ايشان به يكديگر برقرار شد و بنابراين معنا ندارد كه ميان مهاجران با مهاجران پيمانى بسته شود ، توجهى كرد . اين سخن وى بنابر قول ابن حجر با توجه به نص مردود است . زيرا همان‌طور كه با بسته شدن پيمان برادرى بين مهاجران و انصار ، دوستى و رفاقت بين آنان بيشتر مىشد همچنين بستن پيمان برادرى ميان خود مهاجران باعث تحكيم روابط و دوستى در بين آنها بود . صفى حلى در اين‌باره سروده است : تويى سر پيامبر و همزاد ( همتا ) و پسر عمو / و داماد و برادر شريف او اگر پيامبر كسى مانند تو را مىديد حتما با او پيمان برادرى مىبست / و گرنه در گزينش خوب از بد خطا كرده بود ابو تمام نيز چنين مىسرايد : برادر اوست هنگامىكه افتخارات شمرده شود و داماد اوست / پس برادرى مثل او و دامادى مثل او نيست پس از هجرت نيز پيامبر ميان مهاجران ، و سپس در بين همهء مسلمانان از مهاجر و انصار پيمان برادرى بست . اين پيمان بين مهاجر و مهاجر و انصار و انصار و مهاجر و انصار منعقد شد . و چنانچه در سيرهء حلبيهء آمده است خود دست على را گرفت و فرمود اين برادر من