است پيامبر پس از ورود به مدينه ، پس از پنج ماه ما بين على و فاطمه پيمان زناشويى منعقد كرد و پس از بازگشت از جنگ بدر ، فاطمه را به عقد على درآورد و در آنهنگام در خانهء ابو ايوب به سر مىبرد . على پس از بيرون آمدن از خانهء ابو ايوب ، به فاصلهء دو ماه چنانكه بعدا نيز ملاحظه خواهيد كرد ، با فاطمه ازدواج كرد .
ابتدا ابو بكر و سپس عمر يكى پس از ديگرى براى خواستگارى فاطمه نزد پيامبر رفتند .
اما وى پاسخ رد داد . يكبار مىفرمود : فاطمه هنوز كوچك است و بار ديگر مىگفت : منتظرم ببينم قضاى الهى دربارهء او چه حكم مىكند . خواستگارى ابو بكر و عمر از فاطمه عاملى جز دستيابى به شرافتى بس عظيم نداشت با وجود اين آنها خود احتمال بسيار ضعيفى مىدادند كه پيامبر به آنان پاسخ مساعد دهد . و الا چگونه آن دو تصور مىكردند كه با بودن برادر و ياور پسر عمويش كه مجرد و برترين فرد خاندان و اصحاب پيغمبر است ، كس ديگرى بتواند با فاطمه ازدواج كند . از طرفى پيامبر هيچگاه بزرگوارى ابو طالب را از نظر دور نمىداشت . بنابراين هيچكس نمىتوانست تصور كند كه پيامبر دخترش را به كسى غير از على مىدهد ، يا همتاى ديگرى غير از على براى فاطمه سراغ دارد . اما تمايل بسيار در كارى گاهى انسان را وامىدارد تا به خيالات و اوهام ناپختهء خود متشبث شود . يكى از انصار به على گفت : فاطمه پيش روى توست ( او را به زنى بگير ) . على نزد پيامبر آمد و بر او سلام داد . پيامبر به وى گفت : چكارى دارى ؟ گفت : فاطمه را به زنى مىخواهم . پيامبر فرمود :
مبارك است و خوش آمدى . سپس گروهى را از اين امر مطلع كرد . آنان به وى گفتند : يكى از آن دو تو را كفايت مىكند . به تو هم اهل و هم جاى فراخ داد .
سپس پيامبر به فاطمه گفت : على به خواستگارى تو آمده است . او از كسانى است كه تو به قرابت او و فضل وى در اسلام به خوبى آگاهى دارى . و من نيز از خداوند خواستهام تو را به همسرى بهترين و محبوبترين بندگانش دهم . فاطمه سكوت كرد و سخنى نگفت . پس پيامبر فرمود : اللّه اكبر . سكوت او حاكى از رضايت او بر اين پيوند است .
در دين اسلام سكوت در رضايت دختر بكر كفايت مىكند . ولى در مورد بيوه در رضايت به ازدواج جز سخن گفتن كفايت نمىكند . و فاطمه چطور سكوت نكند و رضايت ندهد كه او خود على را در كودكى و جوانيش به خوبى مىشناسد . در اخلاق و احوال نيك آگاه است .
على با فاطمه و در خانهء پدر فاطمه همراه با ذكاوت و هشيارى فاطمه پرورش يافته است .
آرى فاطمه دخت رسول خداست و در دامن او تربيت يافته و از اخلاق و دانش پيامبر به خوبى بهرهمند شده . او همچنين دختر خديجه ، داناى زنان و بافضيلتترين ايشان بود .
فاطمه در هجرت از مكه به مدينه ، با على همسفر بود و با چشم خود شجاعت بىنظير و خارق العادهء او را در برخورد با هشت سوار جنگى قريش و نيز نبرد او را با جناح ديده بود كه
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 208
مساهمون: على حجت كرمانى
ص٢٠٨