چگونه على شمشير خود را بر شانهء او فرود آورد و كوههء زين اسب جناح را از هم دريد و نيز ديد كه همراهان جناح چگونه با مذلت و خوارى از پيش روى او گريختند . او در اين سفر ديد كه على چگونه از او محافظت كرد و چگونه با وى و با ديگر فواطم ملاطفت و نرمى و دلسوزى به خرج داد : به گونهاى كه اگر پدرش هم با او بود بيش از آنچه على كرد .
نمىتوانست بكند . دلسوزى على دربارهء آنها طورى بود كه حتى نمىخواست ابو واقد آنان را در هنگام خطر به سرعت برد و به وى امر كرد اندكى با زنان مدارا كند و چندان به خطرها نينديشد و آنها را كوچك انگارد و جز تأييد خدا چندان بر شجاعت و نيروى وى وقعى نمىنهاد . با اين همه امتيازات آيا فاطمه مىتوانست در اعلام رضايت خود مبنى بر اينكه على را به عنوان شوى خود بپذيرد و خود را نيز به همسرى على درآورد ترديد به خرج دهد ؟ و به اين ترتيب صدق گفتار پدرش را به اثبات رسانيد كه فرمود : اگر على نبود بر روى زمين همتايى براى فاطمه پيدا نمىشد . پيامبر با مشورت با فاطمه در واقع خواست چنين سنت بگذارد و به مسلمانان چنين آموزش دهد كه براى شوهر دادن دختر خود ، نظر او را نيز بخواهند و خودكامانه تصميم خود را بدون مشورت با دختر به اجرا نگذارند . پيامبر با مشورت با دخترش ارج و كرامت به شخصيت زن بخشيد و ثابت كرد اگر حتى پدر دخترى سيد انبيا و كسى كه از او خواستگارى كرده بالاترين مخلوقات پس از پدر باشد باز هم بايد نظر دختر را دربارهء شوهرى كه براى خواستگارى او آمده است ، مدنظر قرار داد . اين عمل پيغمبر ، خود بيانى بود براى خطاى مردمان دورهء جاهليت كه در اينباره به نظر زن توجهى نمىكردند .
خطبهء پيامبر به هنگام تزويج فاطمه به على ( عليهما السلام )
سپاس خداوندى را كه براى نعمتهاى بىكرانش ستوده شده و به خاطر اقتدارش عبادت شده و براى فرمانروايىاش مورد اطاعت قرار گرفته است . بندگان از عذاب سخت او بيمناك شده و به خير و نيكويى كه در نزد اوست ميل كردهاند .
خداوندى كه فرمانش در زمين و آسمانى كه به قدرت خويش آفريده و آنها را با احكام خود ممتاز كرده و به آيينش عزيز و به پيامبرش ، محمد ، گرامى داشته ، جارى و روان است .
همانا خداوند داماد گرفتن را نسبى لا حق و امرى واجب قرار داد و به واسطهء آن رحمها را بازگردانيد و مردم را بدان ملزم كرد . و در اينباره فرمود :
« وَ هُوَ الَّذِي خَلَقَ مِنَ الْماءِ بَشَراً فَجَعَلَهُ نَسَباً وَ صِهْراً وَ كانَ رَبُّكَ قَدِيراً . »
« 44 » بدانيد كه خداوند به من فرمان داد تا فاطمه را به
هامش
( 44 ) . آيهء 54 سورهء فرقان . - م .