تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
طرفى ابو طالب پدر على بود و آيا خردمندى مىتواند بپذيرد كه كسى ، حتى از پايين‌ترين مردمان ، در حق پدرش چنين كلامى بگويد تا چه رسد به على بن ابيطالب كه به داشتن اخلاقى كريمانه زبانزد همگان بود ؟ ! .

هجرت به طايف

طبرى در تاريخش گويد : وقتى ابو طالب جان سپرد ، قريش تصميم گرفتند كار رسول خدا را يكسره سازند و به كارى كه در زمان ابو طالب توفيق اجراى آن را نيافته بودند جامهء عمل بپوشانند . پيامبر با آگاه شدن از اين دسيسه به طرف طايف هجرت كرد . اين واقعه در شوال سال دهم هجرى اتفاق افتاد . آن حضرت ده ماه در طايف به سر برد گفته‌اند پيامبر در آنجا ماندگار شد و آنان را به پذيرش اسلام فراخواند . اما كسى به او نگرويد و در عوض نادانان خود را تشويق مىكردند تا به رسول خدا آزار برسانند . زيد بن حارثه در اين سفر پيامبر را همراهى مىكرد . ابن ابى الحديد : شيعه روايت كند كه در اين سفر علاوه بر زيد بن حارثه ، على بن ابيطالب نيز پيامبر را همراهى مىكرد . نگارنده : نظريهء صحيح همين است زيرا على در چنين موقعيتى مانند مواقع ديگر هرگز پيامبر را رها نمىكرد و خود را از او دور نمىداشت .

ليلة المبيت و خوابيدن على در بستر پيغمبر

همان‌طور كه ابو طالب ، پسرش على را سپر بلاى جان پيامبر مىكرد و او را از بيم حملهء مشركان به رسول خدا در رختخواب پيغمبر مىخوابانيد تا اگر مشركان قصد حمله بر او را داشتند على به جاى پيامبر فدا شود ، همين‌طور على نيز خود پس از مرگ پدرش در راه پيامبر فداكاريها مىكرد . على در ليلة الغار در بستر پيامبر جا گرفت . ابو طالب سنت فداكارى در راه پيامبر تا سرحد جان را به على ياد داده بود و على اينك پس از وفات پدرش از آن سنت تبعيت مىكرد و مرگ را در راهى كه براى خود برگزيده بود خوار و ناچيز مىشمرد . در ليلة الغار ، قريش در دار الندوه عليه رسول خدا توطئه‌اى چيدند . آنان وقتى ديدند در مقابل پيامبر وامانده‌اند و آن حضرت روزبه‌روز بر دامنهء دعوتش وسعت مىبخشيد ، تصميم گرفتند شبانه درحالىكه پيامبر در بسترش آرميده بود بر او هجوم برند و او را بكشند . آنان از قبايل ده‌گانهء خود مردان شجاعى را براى عملى كردن اين توطئه برگزيدند تا شبانه به پيغمبر يورش برند و چون او را كشتند هر قبيله‌اى در خون وى شريك باشد و بدين وسيله
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 197 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين