تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 186

مساهمون:

ص١٨٦
احْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هارُونَ أَخِي اشْدُدْ بِهِ أَزْرِي وَ أَشْرِكْهُ فِي أَمْرِي كَيْ نُسَبِّحَكَ كَثِيراً وَ نَذْكُرَكَ كَثِيراً »
« 38 » پس خداوند درخواستهاى موسى را پاسخ مىدهد و آرزوى او را برآورده مىسازد . و چون مىفرمايد :
« قَدْ أُوتِيتَ سُؤْلَكَ يا مُوسى »
« 39 » و خداوند از زبان موسى حكايت مىكند :
« وَ قالَ مُوسى لِأَخِيهِ هارُونَ اخْلُفْنِي فِي قَوْمِي وَ أَصْلِحْ وَ لا تَتَّبِعْ سَبِيلَ الْمُفْسِدِينَ »
« 40 » پس چون رسول خدا ، جايگاه على را نسبت به خود مانند مقام هارون نسبت به موسى برشمرده براى او هم آنچه را ما برشمرديم اثبات كرده است . جز آنچه عرف ، هارون را بدان مخصوص داشته كه همان مسئلهء برادرى بود و جز آنچه پيامبر از او استثنا كرده كه همان نبوت است . و اين فضيلتى است كه به هيچ روى كسى در آن با امير المؤمنين مشاركت نكرده و فضيلتى برابر و يا نزديك به آن كسب نكرده است .

دنبال كردن زندگى على ( ع ) از ولادت تا شهادت ( رشد و تربيت على )

على ( ع ) در خانهء رسول خدا رشد كرد و به آداب او مودّب و به روش او تربيت شد . وقتى على به دنيا آمد رسول خدا وى را بسيار دوست مىداشت و به مادرش مىگفت : گهوارهء على را نزديك بستر من قرار ده و بيشتر به او رسيدگى مىكرد . و در وقت شستشوى على او را پاك مىكرد و وقتى على شير مىخواست به او شير مىنوشانيد و وقتى على مىخفت پيامبر گهواره‌اش را تكان مىداد . وقتى على بيدار مىشد با او خوش‌زبانى مىكرد و او را به آغوش مىگرفت . وى على را همواره با خود مىبرد و در كوهها و دره‌ها و صحراهاى مكه گردش مىداد . گويا محمد براى راحتى بخشيدن به على اين كار را مىكرد . در طى چند سال قحطى سختى در مكه رخ داد . ابو طالب عيال زياد و مال اندك داشت و پيغمبر و حمزه و عباس دور هم نشستند و گفتند : ابو طالب عيالوار است . بياييد اندكى او را سبك كنيم . ابو طالب به آنان گفت : عقيل را نزد من گذاريد . و هركس را كه خواهيد ببريد . پيامبر على را گرفت و حمزه ، جعفر را و عباس نيز طالب را گرفت و تنها عقيل به خاطر تمايل ابو طالب به او در نزد پدرش ماند . احتمال دارد كه عقيل به خاطر ضعفى ( رنجورى ) كه داشت نزد پدرش باقى ماند . مؤلف در اين‌باره در قصيده‌اى سروده است : قحط سالى رخ داد كه ساحت ابو طالب در آن دچار فقر و گرفتارى شد . پس گفتند برخى از فرزندان او را فراخوانيم و ابو طالب را كفايت ( يارى ) كنيم زيرا آزاده كمك مىكند آزاده
هامش
( 38 ) . آيات 25 - 34 سورهء طه . - م . ( 39 ) . آيهء 36 سورهء طه . - م . ( 40 ) . آيهء 142 سورهء اعراف . - م .