نيست . و در روايتى نقل شده است : جز آنكه پس از من پيغمبرى نيست . همچنين نسايى از سعد نقل مىكند كه گفت : وقتى پيامبر به سوى تبوك در حركت شد على به دنبال او آمد و به آن حضرت گلايه كرد و گفت : اى پيامبر آيا مرا با خوالف ( بازنشستگان و ناتوانايان از جنگ ) وامىگذارى ؟ پيامبر به او فرمود : يا على آيا خشنود نيستى كه نسبت به من به استثناى امتياز نبوت ، مانند هارون باشى نسبت به موسى .
و نيز در خصايص آمده است : سعد بن مالك گفت : رسول خدا بر شتر جدعاى خود سوار شد تا عازم جنگ شود و على را به جانشينى خود گذاشت . پس على خود را به شتر رسول خدا رسانيد و عرض كرده : اى رسول خدا قريش تصور مىكنند كه شما از اين جهت مرا در مدينه گذاشتى كه از همسفر بودن با من كراهت دارى . على اين سخن گفت و گريست . پس پيامبر در ميان مردم بانگ برداشت و فرمود : كسى از شما نيست مگر آنكه با پسر ابو طالب حاجتى دارد . اى على آيا مايل نيستى كه نسبت به من به منزلهء هارون باشى نسبت به موسى .
جز آنكه پس از من پيامبرى نخواهد بود على گفت : چرا از خداوند عز و جل و رسول او خشنود شدم .
مسلم نيز در صحيح ، حديث منزلت را با چند سند نقل كرده است . از جمله وى از سعد بن مسيب از عامر بن سعد بن ابى وقاص از پدرش روايت مىكند كه پيامبر به على گفت : جايگاه تو در نظر من مانند جايگاه هارون است نسبت به موسى جز آنكه پس از من پيامبرى نخواهد بود . سعيد گفت : من دوست داشتم دربارهء اين حديث حضورا با سعد گفتوگو كنم . پس با او ديدار كردم و بدانچه كه عامر مرا بدان آگاه كرده بود با وى سخن گفتم . سعد گفت من خود اين حديث را شنيدم . گفتم آيا تو خودت اين حديث را شنيدى ؟ سعد انگشتانش را روى گوشهايش گذارد و گفت : آرى و گرنه خدا گوشهايم را كر كند . در اسد الغابه همين روايت از سعد از عامر از پدرش نقل شده و نسايى در خصايص از سعيد از عامر بن سعد از سعد با اندك تفاوتى اين حديث را نقل كرده است . مسلم در صحيح از مصعب بن سعد بن ابى وقاص روايت كرده است كه گفت : رسول خدا على را در غزوهء تبوك ، جانشين خود ( در مدينه ) قرار داد . على به پيغمبر گفت : اى رسول خدا آيا مرا با زنان و كودكان وامىگذارى ؟ گفت : آيا دوست ندارى نسبت به من مانند هارون باشى نسبت به موسى جز آنكه پس از من پيامبرى نخواهد بود .
بحث دوم : اثبات دلالت حديث بر مراد
از قواعد مسلم آن است كه استثنا به جز در مستثنى در باقى موارد عموميت دارد . پس فرمودهء پيامبر به على كه « الّا انّه لا نبى بعدى » بر عموم مزلت دلالت مىكند . هارون وزير موسى و