عاطفه و از باب عطف خاص بر عام است . چنانچه در آيهء
« وَ أَقِيمُوا الصَّلاةَ وَ آتُوا الزَّكاةَ » *
و در
« وَ ارْكَعُوا مَعَ الرَّاكِعِينَ »
اينگونه است ، و اگر واقعا چنين بود بلاغت اقتضا مىكرد كه به جاى
« وَ هُمْ راكِعُونَ »
،
« يَرْكَعُونَ »
ذكر شود . زيرا بر جملاتى كه قبل از آن جمله فعليهاى ذكر شده ، نمىتوان جملهء اسمى صرف را بر آن عطف كرد . بلكه اينجا مناسب بود گفته شود
« هُمْ راكِعُونَ »
چنانچه در آيات زير اين نكتهء رعايت شده است :
« الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلاةَ وَ مِمَّا رَزَقْناهُمْ يُنْفِقُونَ وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِما أُنْزِلَ إِلَيْكَ وَ ما أُنْزِلَ مِنْ قَبْلِكَ وَ بِالْآخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ »
و چنانچه ملاحظه مىكنيد مؤمنون نگفته است .
اما روايت عكرمه فقط از جانب او نقل شده و بنابراين نمىتواند با روايات فراوان در اين باب معارضه كند . مضافا بر آنكه عكرمه به گرايش فكرى به سوى خوارج متهم است و اگر مراد از اين آيه شخص معين على بن ابيطالب باشد همين دليلى خواهد بود بر امامت آن حضرت . زيرا ولايت او به ولايت خداوند تعالى و فرستادهء او ( ص ) با كلمهء « انما » مقترن شده است . فخر رازى در تفسير اين آيه سخنان دور و دراز و فراوانى مطرح كرده است كه هيچ فايدهاى بر آنها مترتب نيست . مانند اينكه مىگويد صحيح آن بود كه على در ذكر خداوند در نماز مستغرق باشد و استماع و فهميدن سخن غير او را از عبادت خداوند باز ندارد .
پاسخ سخن رازى آن است كه شنيدن سخن فقير نيز از عبادت خداوند بيرون نيست چنانچه همين نكته را از ابو الفرج در پاسخ به كسى كه از اين مسئله پرسش كرده بود حكايت كردهاند . وى گويد : سيراب مىكرد و مىنوشيد و مستىاش او را غافل نمىكرد ، نه از نديم و نه غافل مىكرد او را از كاسه ( جام شراب ) . همچنين فخر رازى مىگويد : دادن انگشترى در نماز به فقير مستلزم انجام فعل كثيرى است و بر على سزاوار بود كه چنين كارى نمىكرد .
جواب از اين گفتهء وى آن است كه اگر مقصود وى از فعل كثير عملى است كه نماز را باطل مىكند زمخشرى به آن پاسخ گفته است . به اين ترتيب كه وى مىگويد : انگشترى در انگشت آن حضرت مىجنبيده و بنابراين بيرون كردن آن از انگشتش مستلزم انجام كار بسيارى كه مبطل نماز باشد نبوده است .
اما از نظر فقهاى شيعه ، جز فعل كثيرى كه صورت نماز را از بين مىبرد كار ديگرى نماز را باطل نمىكند . ولى اگر مقصود امام فخر رازى از فعل كثير آن است كه انجام مكروه بوده ، پاسخ اين است كه صدقه دادن به فقير كه يكى از برترين طاعتها است چگونه مىتواند امرى مكروه قلمداد شود . البته به اين پاسخ فخر رازى مىتوان پاسخهاى ديگرى نيز داد ولى هيچگونه سودى در نقل و نقض سخن او ديده نمىشود .