تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 152

مساهمون:

ص١٥٢
على بن حسين بن بابويه قمى معروف به شيخ صدوق نيز روايت كرده‌اند . صدوق گويد : محمد بن ابراهيم بن اسحاق طالقانى از عبد العزيز از مغيرة بن محمد از ابراهيم بن محمد بن عبد الرحمان ازدى از قيس بن ربيع و شريك بن عبد الله از اعمش از منهال بن عمرو از عبد الله بن حارث بن نوفل از على بن ابو طالب ( ع ) نقل كرده است كه گفت : چون آيهء
« وَ أَنْذِرْ عَشِيرَتَكَ الْأَقْرَبِينَ »
نازل شد پيامبر بنى عبد المطلب را فراخواند و آنان در آن روز چهل تن ، يكى بيشتر يا كمتر بودند . رسول خدا به آنان گفت : كدام يك از شما مىخواهد برادر و وارث و وزير و وصى و پس از من جانشين من باشد ؟ پيامبر به يك‌يك آنان اين سخن را گفت : اما آنها از دادن پاسخ امتناع مىكردند تا آنكه اين سخن را به على گفت و وى پاسخ داد : يا رسول الله من . آن‌گاه پيامبر به پسران عبد المطلب گفت : اين برادر و وارث و وزير من و نيز پس از من در ميان شما جانشين من خواهد بود . سپس ميهمانان درحالىكه تمسخر مىكردند برخاستند و به ابو طالب گفتند : محمد به تو فرمان داد كه از اين بچه سخن شنوى و فرمان او را بپذيرى . قبلا نيز روايتى از شيخ مفيد كه در فضايل و مناقب على ( ع ) در كتاب ارشاد نوشته بود نقل شد . « 27 » 3 . نص پيامبر بر امامت على ( ع ) در روز غدير . در آن روز پيامبر از حجة الوداع بازمىگشت و با وى بيش از صد هزار تن از مسلمانان بودند . پيامبر براى آنان خطبه‌اى خواند و در ميان خطبه درحالىكه على را بالا برده و دو بازوى او را چنان بالا گرفته كه زير بغل على براى بينندگان ظاهر شده بود گفت : آيا من نسبت به مؤمنان از خود آنها سزاوارتر نيستم ؟ گفتند : بلى . فرمود : هركس كه من مولاى اويم على هم مولاى اوست . خداوندا دوستدار على را دوست بدار و دشمن او را دشمن بدار و دوستى كن با كسى كه با او دوستى مىكند و دشمنى كن با كسى كه با او دشمنى مىكند و يار كسى باش كه على را يارى مىكند و خوار كن آن كس كه على را يارى نمىكند و او را بىمقدار مىكند . و محور حق را در هرجايى كه على
هامش
( 27 ) . هنگامى كه محمد حسنين هيكل كتاب معروف خود موسوم به حيات محمد را مىنوشت ، ابتدا « آن » را در نشريه هفتگى السياسة به چاپ مىرساند . . . وى در آن نشريه متن كامل حديث فوق را ذكر مىكند . يكى از خوانندگان در مقام اعتراض به وى مىگويد : « اين حديث نظر شيعه را تأييد و تقويت مىكند » ! اما دكتر هيكل اين اعتراض را با عبارتى بدين مضمون رد مىكند : « اين عين آن جريانى است كه در تاريخ واقع شده است » . آنگاه محمد حسنين هيكل در چاپ اول كتاب حيات محمد ، حديث مزبور را با اندك تعديلى به چاپ مىرساند . ولى با كمال تعجب ملاحظه شد كه در چاپ دوم كتاب به گونه‌اى شگفت‌آور حديث فوق مسخ شده و به تاريخ نسبت ناروا داده است ؟ ! بعدها معلوم مىشود با اين شرط كه اين حديث به نحوى تحريف و مسخ شود ، يك هزار جلد از كتاب نويسندهء بزرگوار خريدارى خواهد شد ! ! . - م .
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 152 | على حجت كرمانى / السيد محسن الأمين