تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
به چشم مىخورد . تعليلى كه در اين حديث دربارهء ميراث ذكر شده است دربارهء ميراث مال صادق نمىآيد . زيرا از نظر ما به جاى گذاشتن ميراث براى دختر بالفرض و بالرد است و نيز عموزاده ارث نمىبرد . اما در نظر علماى غير شيعه انبيا ارثى بر جاى نمىگذارند تا كسى آن را به ميراث برد . اگر منظور روايت از ميراث ، علم باشد سياق حديث اين توجيه را منتفى مىسازد ، مزيد بر آنكه آنچه در اين حديث ذكر شده همان است كه در حديث طبرى بدان اشارت شده است . مؤلف سيرهء حلبيه همين حديث را به گونهء روايت طبرى ، نقل كرده تا آنجا كه گفته است : پيامبر فرمود : چه كسى براى يارى من در اين امر ، پاسخ مىدهد و كمك‌كار من در اين راه خواهد بود ؟ على گفت : يا رسول الله من . نويسندهء سيره گويد : برخى در اين روايت افزوده‌اند كه پيامبر فرمود : برادر ، وزير ، وارث و خليفهء من پس از من ، خواهد بود ؟ پس هيچ‌كس به او پاسخ نداد و على برخاست و گفت : من يا رسول الله . اما رسول خدا به او گفت بنشين : سپس قول خود را براى دوم‌بار تكرار كرد و باز كسى سخنى نگفت و على برخاست و گفت : من . پيامبر به او گفت : بشين . پس تو بعد از من برادر و وزير و وصى و وارث و جانشين من خواهى بود . سپس وى از ابن تيميه نقل كرده است . كه گفت : اين مقدار اضافى از حديث كذب و حديث جعلى است و هركس كمترين آگاهى در علم حديث داشته باشد اين مطلب را خواهد دانست . سپس نويسندهء سيره ادامه مىدهد : ابن جرير و بغوى با سندى كه نام ابو مريم كوفى در آن برده شده است اين حديث را با همين مقدار اضافه نقل كرده‌اند و حال آنكه علماى رجال بر ترك روايات ابو مريم اجماع كرده‌اند و احمد نيز او را ثقه نمىداند . بيشتر احاديث ابو مريم باطل و گزافه است و ابن مداينى دربارهء او گفته است : ابو مريم حديث جعل كرده است . نگارنده : آنان كه اندك شناختى دارند ، مىدانند كه ايراد ابن تيميه مستند به دليلى نيست ، بلكه بيشتر بر تعصب بر ضد على و دشمنى با او تكيه دارد . در رواياتى كه در تاريخ و تفسير طبرى و تفسير ثعلبى ذكر شده است سخن از ابو مريم كوفى در ميان نيست . بر فرض آنكه گفتار ابن تيميه را دربارهء ابو مريم درست بدانيم ، قبلا نيز روايت شيخ طوسى را با دو سند غير از سندى كه طبرى ذكر كرده بود نقل كرديم كه تنها در يكى از آن دو روايت نام ابو مريم برده شده بود . علاوه بر اين اگر روايت بغوى صحت نداشته باشد ، مىتواند مؤيد اين روايت قرار بگيرد . و ضعف آن روايت نمىتواند به روايتى كه صحيح است خللى وارد كند . البته هركس آگاهى اندكى دربارهء حديث داشته باشد تمام اين موارد را خود مىداند . اين روايت را همچنين بسيارى از علما و محدّثان ثقهء شيعه همچون شيخ محمد بن