ده تا پانزده سال داشته است ، جوانى كه هنوز قى ( آب ) از چشمش مىآيد و ساق پايش باريك و شكمى بزرگ دارد حرف شنوى و اطاعت كنند . تمام موارد فوق گوياى بىباكى او در چشم بيننده است . آنان با خود مىگفتند : چگونه ممكن است جوانكى كمسنوسال ، كه از پيران قوم و قبيلهاش ، كه عموها و پدرش شيخ ابطح نيز در ميان آنانند ، باكى ندارد ، به امارت برسد ؟ اين براى آنان امرى شگفتآور بود و لذا به آن مىخنديدند . آنان پى نبردند كه در آينده براى همين جوانك با اين اوصاف چه منزلت بزرگى پديدار خواهد شد . او در آينده در دانش پيامبر و حامل لواى اسلام و تحكيمكنندهء پايههاى آن و بالا برندهء بنيانهاى اسلام خواهد شد . قصههاى او شجاعت دلاوران را به بوتهء فراموشى خواهد سپرد و داراى بالاترين صفات فضل و حاوى رفيعترين و بزرگترين امتيازات بزرگوارى خواهد شد . وى در آينده استواركنندهء پايههاى مجد و كرامت براى فرزندان عبد المطلب و عامهء عرب به شمار خواهد رفت كه اين يادگارها از دستبرد گذر ايام در امان خواهند ماند . نام آنان را چنان در صفحات تاريخ ثبت خواهد كرد كه گذشت سالهاى طولانى آن را از بين نخواهد برد . هم اوست كه در آينده در ميان امت پيامبر به جانشينى او برگزيده مىشود . و هيچكس از ياران پيامبر و غير آنان نتوانند به بلندى مقام و منزلت او دست يابند . گويا پيامبر نيز خودش به ميهمانان گفته است : اى پسران عبد المطلب اندكى مهلت دهيد . به زودى پى خواهيد برد كه من در مقدم داشتن على بر شما راه خطا نپيمودهام و كردار على خود گفتار مرا دربارهء او ثابت خواهد كرد .
ترديدى نيست كه بسيارى از بزرگان و سالخوردگان قريش كه از على ، بزرگتر و پر فرّ و زيبتر بودند نسبت به او ، چنانكه در اينگونه موارد بين مردم عادت و معمول است ، به بند حسادت گرفتار آمدند . همانگونه كه قابيل در مقام حسادت به برادر خود كه هر دو از يك پدر هم بودند برآمد و همچنانكه برادران يوسف نيز نسبت به او حسودى كردند . همين حسادت ايشان سبب مىشد تا آنها بيشتر بر على نيشخند زنند و از كار او اظهار شگفتى كنند و معجزهاى را كه به چشم خود شاهد آن بودهاند ، از نظر دور دارند . جاى گمان نيست كه ابو لهب از ديگر ميهمانان بيشتر نيشخند زند و بيشتر از ديگران عصبانى شود تا جايى كه به ديگر همراهانش القا كند كه آنان به جادويى سخت گرفتار آمدهاند .
اما در اين ميانه ابو طالب غرق در سرور و شادى بود . زيرا وى كرامت و بزرگوارى فرزندش را در برابر ديدگانش مىديد و مقام برتر او را در برخوردارى از نجابت و فضل مشاهده مىكرد و به راستى چه كسى بيش از پدر بر زواياى شخصيت فرزندش آگاهى دارد ؟
ابو طالب به راستى از دعوت و گفتار پيامبر آگاهى داشت و آن معجزهاى كه نظارهگر آن بود بر يقين وى مىافزود . اما ابو طالب نمىتوانست آنچه را كه مىداند ، آشكارا در برابر
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 148
مساهمون: على حجت كرمانى
ص١٤٨