ميان شما نبودم كسى با فلان و فلان به جنگ نمىپرداخت .
در استيعاب از حديث على و از حديث ابن مسعود و از حديث ابو ايوب انصارى نقل كرده است كه على به جنگيدن با ناكثين و قاسطين و مارقين امر شده بود .
مولف استيعاب گويد : از على روايت شده است كه گفت من جنگ با كفر را جز با حكم خداوند نيافتم . شايد آن حضرت با اين سخن به آيهء
« وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ »
نظر داشته است ( و الله اعلم ) و كسى مانند على نبود .
در استيعاب از ابن عمر نقل شده است كه گفت : بر چيزى تأسف نمىخورم جز آنكه در اندوه آنم كه چرا به همراه على بافئهء باغيه ( گروه سركش ) نجنگيدم . در روايت ديگرى سخن وى را چنين نقل كردهاند : چرا جنگ با گروه سركش ( فئهء باغيه ) را بر گرفتن روزه در روزهاى گرم و طاقتفرسا ترجيح ندادم .
مولف استيعاب مىنويسد : شعبى گويد : مسروق دنيا را وداع نگفت مگر آنكه از يارى نكردن على در جنگ به درگاه خداوند توبه مىكرد . راههايى براى اثبات صحت اسناد اين روايت موجود است كه ما آنها را در جاى خود مورد بحث قرار دادهايم .
در اسد الغابه از خدرى روايت شده است كه پيامبر به ما دستور داد تا با ناكثين و قاسطين و مارقين جنگ كنيم . ما پرسيديم : اى پيامبر تو ما را به جنگ آنان فرمان مىدهى ؟ ما بايد به همراه چه كسى به جنگ آنان برويم ؟ فرمود : با على بن ابيطالب . و عمار بن ياسر در ركاب او كشته مىشود .
در همان كتاب از مخنف بن سليم نقل شده است به نزد ابو ايوب انصارى رفتيم و به او گفتيم : تو با شمشير خود به همراه پيامبر با مشركان جنگيدى . اما حالا با مسلمانان جنگ مىكنى ؟ گفت : پيامبر به من دستور داد تا با ناكثين و قاسطين و مارقين بجنگم .
همچنين در اسد الغابه از على بن ربيعه نقل شده است كه از على شنيدم كه بر فراز منبر مىگفت : پيامبر با من پيمان بست تا با ناكثين و قاسطين و مارقين به نبرد پردازم .
حاكم در مستدرك از ابو ايوب انصارى نقل كرده است كه پيامبر به على فرمان داد تا با ناكثين و قاسطين و مارقين بجنگد . و نيز در همان كتاب از ابو ايوب روايت شده است كه گفت از پيامبر شنيدم كه به على ( ع ) مىفرمود : تو با ناكثين و قاسطين و مارقين در طرقات نهروانات و سعفات جنگ خواهى كرد . ابو ايوب گفت : اى رسول خدا ما در ركاب چه كسى با اينان جنگ كنيم ؟ فرمود : در ركاب على بن ابيطالب .
شصت و هفتم ، سخن پيامبر كه فرمود : خداوند قلب على را به ايمان آزموده است . نسايى در خصايص از ربعى از على نقل كرده است كه گروهى از قريش نزد پيامبر آمدند و گفتند :
اى محمد ما همسايگان تو و همپيمانان توييم . تعدادى از بندگان ما به سوى تو آمدهاند كه