تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
خدا از نظر عهد ( وصيت ) على بود . همچنين در آن كتاب از ام موسى روايت شده است كه ام سلمه گفت : سوگند به آن كس كه ام سلمه بر او قسم خورد نزديك‌ترين مردم به رسول خدا از نظر عهد على بود . ام سلمه گفت : در سپيدهء همان روزى كه پيامبر رحلت كرد ، رسول خدا به دنبال او فرستاد و من گمان كردم او مىخواهد على را براى كارى بفرستد . سه بار پرسيد على آمد ؟ على پيش از دميدن آفتاب خدمت پيامبر رسيد . وقتى او آمد پيامبر به ما فهماند كه با على كار دارد و ما را از اتاق بيرون كرد . و ما آن روز در خانهء عايشه در كنار رسول خدا بوديم و من آخرين كسى بودم كه از اتاق خارج شدم . سپس پشت در نشستم و از ديگران به در نزديك‌تر بودم . پس على سرش را به روى پيامبر خم كرد و آخرين كس به رسول خدا از نظر عهد بود . و آن حضرت را در طرف چپ خود گرفته و با وى به آهستگى گفت‌وگو مىكرد . در حلية الاوليا از ابن عباس نقل شده است : ما در اين نكته گفت‌وگو مىكرديم كه پيامبر هفتاد عهد به على سپرده كه به ديگران آنها را نسپرده است . حاكم در مستدرك روايتى نقل و آن را از طريق احمد حنبل تصحيح كرده است . وى نوشته است : ام سلمه گفت : سوگند به خدا على نزديك‌ترين مردم به رسول خدا از نظر عهد بود . سپس ام سلمه گويد : على سرش را روى صورت پيامبر خم كرده بود . و او را در طرف چپ گرفته بود و با او به آهستگى سخن مىگفت . آن‌گاه رسول خدا دنيا را وداع گفت و از همان روز على نزديك‌ترين كس به او از نظر عهد بود . در اين‌باره در جلد دوم حديثى نيز نقل شده است . خزيمة بن ثابت نيز در اين باب چنين گويد : على نزديك‌ترين كس به پيامبر از نظر عهد بود و كسى بود كه جبرئيل او را در غسل دادن و كفن كردن پيامبر يارى كرد . شصت و چهارم ، سخن پيامبر كه به او فرمود : تو بر تأويل قرآن جنگ خواهى كرد چنان كه من به خاطر تنزيل آن جنگيدم . نسايى در خصايص از ابو سعيد خدرى روايت كرده است : ما نشسته بوديم و انتظار رسول خدا را مىكشيديم . پس پيامبر به سوى ما بيرون آمد . در حالىكه بند نعلين او پاره شده بود و آن را به طرف على افكند و فرمود : مردى از شماست كه بر تأويل قرآن خواهد جنگيد چنان‌كه من براى تنزيل آن جنگيدم . ابو بكر گفت : آيا من آن مردم ؟ فرمود : خير عمر گفت : آيا منم ؟ فرمود : خير ، بلكه او وصله‌كننده ( دوزندهء ) نعلين است . ابو نعيم اصفهانى در حلية الاوليا از ابو سعيد خدرى نقل كرده است ما با پيامبر راه مىرفتيم بند نعلين او پاره شد . على نعلين را از رسول خدا گرفت تا آن را تعمير كند . سپس راه افتاد و گفت : اى مردم كسى در ميان شماست كه به خاطر تأويل قرآن خواهد جنگيد