مردى از ابن عمر دربارهء عثمان پرسش كرد تا جايى كه گفتوگوى آنان به على ( ع ) كشيده شد . ابن عمر گفت : از من دربارهء على پرسش مكن . مگر نمىبينى چه منزلتى در نزد رسول خدا داشته است .
نسايى همچنين از عرار نقل كرده است كه به عبد الله بن عمر گفتم : چرا با من دربارهء على و عثمان سخن نمىگويد ؟ گفت : اين خانهء على است ، خانهء پيامبر و دربارهء او به كسى چيزى نمىتوانم بگويم . سپس نسايى روايت كند از علا بن عرار كه گفت : همين سؤال را از ابن عمر در مسجد پيامبر پرسيدم و او پاسخ داد : در اين مسجد غير از خانهء على خانهء ديگرى نبود .
و نيز در همان كتاب از سعيد بن عبيد نقل شده است كه مردى به نزد ابن عمر آمد و از او دربارهء على پرسش كرد . ابن عمر پاسخ داد : نمىتوانم دربارهء او سخن بگويم اما مىتوانى به اتاق او در جنب اتاقهاى پيامبر نگاه كنى . آن مرد گفت : من على را دشمن مىدارم .
ابن عمر جواب داد : پس خدا هم به خاطر على تو را دشمن مىدارد .
نگارنده : ظاهرا مراد ابن عمر از عبارت ( فهذا بيته من بيت رسول الله ) مجاورت خانهء على با خانهء پيامبر و چسبيدگى خانههاى آنان به يكديگر بوده است . و على ( ع ) از همينرو دائما در محضر پيامبر حاضر مىشده و سؤالات خود را از او مىپرسيده و از وى دانش مىآموخته است . و پاسخ ابن عمر در تفسير همان جمله كه گويد در مسجد غير از خانهء على ، خانهء ديگرى نيست ، به بستن درهايى كه به سوى مسجد گشوده مىشد جز در خانهء على ، اشارت دارد .
نسايى اين احاديث را تحت عنوان ( ذكر منزله على و قربه به من النبى ) ذكر كرده است .
شصتم ، على وارث علوم پيامبر ( ص ) بود . قثم بن عباس نقل مىكند كه از وى سؤال شد :
على چگونه وارث پيامبر شد ؟ وى پاسخ داد : او نخستين كسى بود كه به پيامبر گرويد و از ما بيشتر ملازم و همراه پيامبر بود .
در همان كتاب از خالد بن قثم روايت شد كه از او پرسيدند : آيا على غير از جد تو كه عموى پيامبر بود از رسول خدا ارث برد ؟ پاسخ داد : على اولين ما بود كه به پيامبر پيوست و از ما بيشتر با آن حضرت ( ص ) ملازمت داشت . مقصود قثم از « اوّلنا به لحوقا » اشاره به سبقت على در گرايش به دعوت پيامبر و « اشدّنا به لزوقا » اشاره به همجوارى و عدم جدايى على با پيامبر دارد .
حاكم در مستدرك از ابو اسحاق روايت كند كه از قثم بن عباس پرسيدم : چطور على به غير از شما از پيامبر ارث برد ؟ گفت : چون او نخستين ما بود كه به پيامبر پيوست و بيشتر از ما با او همراه بود . حاكم گويد : سند اين روايت صحيح است و آن را اخراج نكردهاند . ذهبى
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 133
مساهمون: على حجت كرمانى
ص١٣٣