جرح نكردهاند . ذهبى در تلخيص مستدرك دربارهء اين روايت سخن نگفته است . بعدا سخن ديگر پيامبر را كه به على فرموده است : دوستدار تو دوستدار من و دشمن تو دشمن من است ، نقل خواهيم كرد . حاكم در مستدرك ذكر كرده است كه مردى از اهل شام به نزد ابن عباس رسيد و على را دشنام گفت ابن عباس به طرف آن مرد سنگريزه انداخت و گفت :
اى دشمن خدا ، پيامبر را آزرده كردى . كسانى كه خدا و رسول او را آزار كنند خداوند آنان را در دنيا و آخرت لعنت كند و براى آنان عذاب خواركنندهاى آماده سازد . اگر پيامبر زنده مىبود با اين گفتار تو آزردهخاطر مىشد . حاكم اين حديث را از نظر سند صحيح دانسته است ولى آن را اخراج نكردهاند .
چهل و يكم ، فرمانبردارى از على ، اطاعت از پيامبر و نافرمانى او سرپيچى از رسول خداست . حاكم در مستدرك از ابو ذر نقل كرده است . كه گفت پيامبر فرمود : هركس مرا اطاعت كند خداوند را اطاعت كرده و آن كس كه مرا نافرمانى كند از فرمان خدا سرتافته است . هركس از على فرمان برد مرا فرمان برده و هركس فرمان او را زير پا نهد همانا از فرمان من سرپيچيده است . حاكم گويد : اين حديث از نظر سند صحيح است و آن را اخراج نكردهاند . ذهبى در تلخيص مستدرك اين حديث را صحيح دانسته است .
چهل و دوم ، جدايى از على جدايى از رسول خداست . حاكم در مستدرك از ابو ذر نقل مىكند كه پيامبر به على فرمود : اى على هركس با من مفارقت كند همانا از خداوند جدا شده و آنكس كه از تو جدا شود همانا با من مفارقت كرده است .
چهل و سوم ، على با قرآن و قرآن با على است . حاكم در مستدرك نقل مىكند كه ام سلمه گفت : شنيدم پيامبر فرمود : على با قرآن و قرآن با على است . و اين دو از يكديگر جدا نمىشوند تا بر حوض وارد شوند . حاكم گويد : سند اين حديث صحيح است . ذهبى نيز بدون آنكه دربارهء اين حديث سخنى بگويد آن را در تلخيص مستدرك ذكر كرده است .
چهل و چهارم ، پيامبر فرمود : خدايا هرجا كه على مىگردد حق را با او به گردش درآر .
حاكم اين روايت را در مستدرك آورده است و گفتهء اين حديث با توجه به شرطى كه مسلم آن را ذكر كرده صحيح است . همچنين از على روايت شده است كه پيامبر فرمود : خدا على را رحمت كند . بارالها هرجا كه على مىگردد ، حق را با او به گردش آورد .
چهل و پنجم ، سخن پيامبر كه دربارهء على فرمود : اين دوست من و رسانندهء دعوت من است . نسايى در خصايص از سعد روايت كرده است كه گفت : پيامبر سخنرانى كرد و در اثناى آن فرمود : اى مردم ، آيا من ولى شما هستم ؟ گفتند : آرى . سپس دست على را گرفت و بالا برد و گفت : اين دوست و رسانندهء پيغام من است . و جزاى كسى كه با او دوستى يا دشمنى كند با خدا باد .
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 126
مساهمون: على حجت كرمانى
ص١٢٦