مىگرفتم و چون سكوت مىكردم با من سخن گفته مىشد . و نيز در همان كتاب از زاذان نقل شده است كه على فرمود : به خدا سوگند چنان بودم كه اگر مىپرسيدم جواب مىگرفتم و چون از سخن گفتن بازمىايستادم ، با من سخن گفته مىشد .
پنجاه و دوم ، مثل او مانند عيسى بن مريم بود . نسايى از ربيعه بن ناجذ از على روايت كرده است كه پيامبر فرمود : يا على مثل تو مانند عيسى است كه يهود با او به دشمنى برخاستند تا جايى كه به مادرش تهمت زدند و نصارى چنان به او اظهار محبت كردند كه او را در مقامى كه شايستهء او نبود جاى دادند . در استيعاب از شعبى نقل شده است كه علقمه به من گفت : آيا مىدانى مثل على در اين امت مانند كيست ؟ گفتم مانند چه كسى است ؟ گفت عيسى بن مريم . گروهى او را دوست داشتند و در دوستى زياده از حد او به هلاكت رسيدند و عدهاى ديگر با او دشمنى ورزيدند كه در دشمنى با او از بين رفتند .
پنجاه و سوم ، رسول خدا على را به پيامبران مانند كرده . در فصول المهمه نوشتهء ابن صباغ مالكى از بيهقى در كتاب فضايل الصحابه با سندى كه آن را به پيامبر رسانده است نقل مىكند كه آن حضرت ( ص ) فرمود : هركس مىخواهد به علم آدم و تقواى نوح و صبر ابراهيم و هيبت موسى و عبادت عيسى نگاه كند ، بايد به على بن ابيطالب بنگرد .
پنجاه و چهارم ، سخن پيامبر كه فرمود على امير مؤمنان ، سرور مسلمانان ، آخرين وصى پيشواى متقيان و سردستهء چهرههاى درخشانى است كه در حجلهها نشستهاند . ابو نعيم اصفهانى در حليه الاوليا در حديثى از انس نقل مىكند كه پيامبر فرمود : اى انس نخستين كسى كه از اين در بر تو وارد مىشود امير مؤمنان ، سرور مسلمانان و سردستهء چهرههاى درخشانى كه در حجلهها نشستهاند و آخرين اوصياست . گفتم خدايا چنين مردى را از انصار قرار بده و آن را پنهان داشتم . چون على آمد . پيامبر گفت : انس چه كسى آمده است ؟ گفتم على . پس پيامبر با خوشحالى برخاست و با على معانقه كرده و عرق رويش را به چهرهء على و عرق على را به چهرهء خودش ماليد : على در شگفت شد و گفت : يا رسول الله مىبينم كارى مىكنى كه پيش از اين با من چنين نكرده بودى . فرمود : چرا چنين نكنم ؟ تويى كه پيغام گزارنده از جانب منى و گفتهء مرا به ايشان ( مسلمانان ) مىفهمانى و پس از من اختلافات آنها را برايشان روشن مىكنى .
اين حديث را جابر جعفى از ابو طفيل از انس نيز روايت كرده است . در حليه الاوليا همچنين از شعبى نقل شده است كه على گفت پيامبر به من فرمود : مرحبا به سرور مسلمانان و امام پرهيزكاران .
در فصول المهمه آمده است : امام ابو القاسم سليمان بن احمد طبرانى با سندى كه به عبد الله بن حكيم جهنى منتهى مىشود نقل كرده است كه پيامبر فرمود : خداوند در شب
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 129
مساهمون: على حجت كرمانى
ص١٢٩