احمد بن حنبل اين حديث را از مسند و از مناقب نقل كرده است كه پيامبر فرمود : اى بنى وليعه از كار خويش دست برداريد يا آنكه فردى مانند خود را به سوى شما مىفرستم تا فرمان مرا در ميان شما به اجرا درآورد . جنگجويان را بكشد و زنان و كودكان را به اسارت بگيرد . سپس متوجه على شد و دست او را گرفت و دوبار فرمود : اين همان مرد است .
موفق بن احمد خوارزمى مكى اين روايت را با لفظ آن اخراج كرده است و در مورد قبل نيز سخن پيامبر را نقل كرديم كه گفته بود : مردى را از سوى خود يا مانند خود خواهم فرستاد .
سى و نهم ، سخن پيامبر كه فرمود : هركس على را ناسزا گويد همانا مرا ناسزا گفته است . نسايى در خصايص از قول ابو عبد الله جدلى نقل كرده است كه گفت : روزى به نزد ام سلمه رفتم . او از من پرسيد آيا پيامبر در ميان شما زبان به ناسزا مىگشود ؟ گفتم :
سبحان الله يا معاذ الله . سپس گفت : از پيامبر شنيدم كه مىگفت : هركس على را ناسزا گويد همانا مرا ناسزا گفته است . ابو عبد الله جدلى نام او عنبية بن عبد الله و اهل شام بود . از همين رو ام سلمه با او بدينگونه گفتوگو كرد .
حاكم در مستدرك از ابو عبد الله جدلى همين روايت را نقل كرده و سند اين حديث را صحيح دانسته است ولى آن را اخراج نكردهاند . بكير بن عثمان بجلى نيز با اندكى اضافات همين حديث را روايت كرده است . همچنين حاكم در مستدرك از ابو عبد الله جدلى روايت مىكند : من در جوانى به سفر حج مشرف شدم . وقتى به مدينه رسيدم مردم را ديدم كه پشت هم ( به صف ) ايستادهاند من نيز در پى آنان رفتم . همهء آنها به نزد ام سلمه همسر پيامبر ، رسيدند . از او مىشنيدم كه مىگفت : اى شبيب ( شبت ظ ) بن ربعى . سپس مردى سبك از ميان جمع برخاست و گفت : بلى اى مادرم . ام سلمه پرسيد : آيا پيامبر در ميان شما لب به گفتن فحش و ناسزا مىگشود ؟ گفت : چگونه ؟ ( اينگونه نبود ) دوباره ام سلمه پرسيد : پس على بن ابيطالب چگونه بود ؟ ( آيا ناسزا مىگفت ) ؟ مرد گفت : ما سخنانى مىگوييم و قصد ما از آنها رسيدن به مقاصد دنياوى است . سپس ام سلمه گفت : من شنيدم كه پيامبر فرمود :
هركس على را دشنام گويد مرا دشنام گفته و آن كس كه مرا دشنام دهد همانا خداوند تعالى را دشنام داده است .
مرزبانى در كتاب مختصر تاريخ شعراء الشيعه ، چنانكه در نسخهء خطى كه در اختيار ماست در معرفى عبد الله بن عباس اين روايت را ذكر كرده است . صاحب كتاب فصول المهمه به نقل از كتاب كفايه الطالب فى مناقب على بن ابيطالب تأليف شيخ الامام الحافظ محمد بن يوسف محمد كنجى شافعى مىگويد : دربارهء ابن عباس حكايت كردهاند زمانى كه وى قوهء بينايى خود را از كف داده بود و سعيد بن جبير او را به اين طرف و آن طرف
سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 124
مساهمون: على حجت كرمانى
ص١٢٤