تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 127

مساهمون:

ص١٢٧
چهل و ششم ، اختصاص آن حضرت به فرستادن براءة و گفتار جبرئيل به پيامبر كه كسى جز تو با مردى از خاندان تو نمىتواند رسانندهء ( دعوت ) تو باشد . اين روايت در جلد اول به طور گسترده در سيرهء نبويه ذكر شد . چهل و هفتم ، برقرار كردن پيوند ازدواج توسط پيامبر بين على با حضرت فاطمه ، سرور بانوان دنيا . به طورى كه اگر على نمىبود ، همسرى كه در خور فاطمه باشد يافت نمىشد . همچنين پيامبر به زهرا گفت : من تو را به همسرى على برنگزيدم بلكه خدا خود متولى اين پيوند بود . و نيز انحصار نسل رسول خدا در اولاد على ( ع ) از ديگر وجوه امتياز او بود . در استيعاب در اين‌باره نوشته شده است : رسول خدا ، فاطمه سرور بانوان بهشت ، به جز مريم را به همسرى على برگزيد و به وى گفت : من تو را بانوى جهان قرار دادم . على در ميان اصحاب نخستين كسى است كه اسلام آورد و از نظر علم و دانش از ديگر يارانم آگاه‌تر و در صبر و بردبارى از آنان صبورتر است . ياران ديگر پيامبر ، فاطمه را از او خواستگارى كرده بودند اما پيامبر دست رد به سينهء تمام آنها زد و فرمود : اين من نبودم كه فاطمه را به همسرى على درآوردم بلكه خدا بود كه فاطمه را به زناشويى على برگزيد . نسايى در خصايص از عبد الله بن يزيد از پدرش روايت كرده است : ابو بكر و عمر از فاطمه خواستگارى كردند اما پيامبر به آنان پاسخ داد : فاطمه هنوز كوچك است . و وقتى على به خواستگارى فاطمه آمد ، پيامبر او را به عقد على درآورد . همچنين در آن كتاب در حديثى از ابن عباس نقل شده است كه پيامبر به فاطمه فرمود : دخترم ، به خدا سوگند نمىخواستم تو را جز به عقد نيك‌ترين فرد از خاندانم درآورم . چهل و هشتم ، پيامبر دوستداران على را مدح و دشمنان او را نكوهش فرمود . حاكم در مستدرك از طريق احمد بن حنبل روايتى نقل كرده و آن را با حديثى از عمار بن ياسر تصحيح كرده است كه گفت : شنيدم پيامبر به على مىفرمود : « يا على خوشا به حال آنكه تو را دوست دارد و در دوستى با تو راست است و واى بر آن كس كه تو را دشمن دارد و در دشمنى با تو راه دروغ مىپيمايد . » چهل و نهم ، حب و بغض . على فارق ( جداكنندهء ) مومن و منافق است . در استيعاب از جابر نقل شده است : ما منافقان را نمىشناختيم مگر آنكه با على دشمنى مىورزيدند . احمد در مسند از جابر بن عبد الله روايت مىكند : ما منافقان را نمىشناختيم مگر آنكه با على به دشمنى برمىخاستند . و باز در همانجا از ابو سعيد خدرى مانند همچون روايت را نقل كرده است . ترمذى در سنن از ابو سعيد خدرى چنين روايت مىكند : ما گروه انصار منافقان را از روى كينه‌اى كه به على داشتند مىشناختيم . حاكم در مستدرك از ابو ذر نقل مىكند : منافقان