تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيرة الأئمة ( سيره معصومان ) ( فارسي ) — صفحة 122

مساهمون:

ص١٢٢
اين مورد قبلا در حديث غدير ذكر شد . ولى در اينجا آن را از روايت ديگرى از حديث نقل مىكنيم . نسايى در خصايص از ابن عباس از بريده نقل مىكند كه پيامبر مرا به همراه على به سرزمين يمن فرستاد . در بين سفر از على تندى ديدم و هنگامى كه از اين ماموريت بازگشتم شكايت او را به پيامبر بردم . رسول خدا پس از شنيدن شكايتم سرش را به طرف من بالا گرفت و گفت : اى بريده هركس كه من مولاى اويم على هم مولاى اوست . نسايى از ابن عباس از بريده ، روايت كرده است كه با على به سوى يمن رهسپار شدم . در طول سفر از او تندى ديدم و چون به نزد پيامبر بازگشتم از كار على ياد كردم و بدگويى كردم پس رنگ چهرهء پيامبر دگرگون شد و گفت : اى بريده آيا من اولىتر از مومنان به خودشان نيستم ؟ گفتم آرى يا رسول الله . فرمود هركس كه من مولاى اويم على هم مولاى اوست . حاكم در مستدرك مانند همين روايت را از بريده نقل كرده و گفته اين حديث با در نظر داشتن شرطى كه مسلم ذكر كرده صحيح است . نسايى از سعد نقل كرده است كه رسول خدا گفت : هركس كه من مولاى اويم ، على هم مولاى اوست . همچنين در حديث ديگرى از سعد روايت كرده است كه گفت : شنيدم رسول خدا مىفرمود : دربارهء على سه ويژگى است . سعد گفت : به راستى يكى از اين سه خصلت در نظر من از شتران سرخ‌موى محبوب‌تر بود . يكى آنكه وى به على مىگفت : جايگاه تو نسبت به من همچون مقام هارون است نسبت به موسى جز آنكه پس از من پيامبرى نخواهد آمد . دوم آنكه از پيامبر شنيدم كه مىفرمود : فردا پرچم را به دست كسى مىسپارم كه خدا و رسول را دوست دارد و خدا و رسول هم او را دوست مىدارند . و سوم آنكه شنيدم پيامبر مىفرمود : هركس كه من مولاى اويم على هم مولاى اوست . سى و هفتم ، سخن پيامبر كه فرمود على از من و من از اويم . بخارى در صحيح در ذكر مناقب على بن ابيطالب نوشته است : پيامبر به على فرمود : تو از من و من از توام . اين روايت را بخارى از براء بن عازب در صلح و عمره قضا در ضمن حديثى ، نقل كرده است . نسايى در خصايص از حديثى نقل كرده است كه پيامبر به على گفت : تو نسبت به من مانند هارون هستى نسبت به موسى و من از توام . در خصايص همچنين از عمران بن حصين نقل كرده است كه پيامبر فرمود : على از من و من از اويم و على پس از من سرپرست هر مومن است . و نيز در روايت براء بن عازب آمده است كه پيامبر فرمود : كسى اين پيغام را از جانب من نمىتواند برساند مگر مردى از خودم يا خودم . و در ماجراى احد فرمود : او از من و من از اويم . ابن عبد البر در استيعاب از مطلب بن الله بن حنطب نقل مىكند كه رسول خدا به گروهى ( هيئتى ) از نقيف كه نزد او آمدند ، گفت : اسلام آوريد يا آنكه مردى از طرف خود ، يا گفت مردى مانند خود را به آنجا ماموريت مىدهم تا گردنهاى شما را بزند و بازماندگان شما