المسألة الثالثة عشرة : چنان يافتم كه از هفتاد و دو مذهب پرسيدند كه شرّ الناس كيست ؟ جمله گفتند : شيعه . به اتفاق پس معلوم شد كه آنچه بارى تعالى گفت كه :
ما لَنا لا نَرى رِجالًا كُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرارِ
« 9 » شيعهاند . پس در دوزخ نبينند ايشان را ، و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : « ستفترق امّتى على ثلاث و سبعين فرقة كلّهم فى النار إلّا فرقة واحدة » واحدة بايد به حكم خبر و آيهء
فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ
« 10 » حقّ شيعه باشند و دليل بر آنكه حقّ شيعهاند آن است كه اگر از هر مذهب از اين هفتاد و دوگانه پرسى كه بدترين مذهب از مذاهب كدامانند ؟ گويند : دوازده امامى ؛ و اگر به جميع پرسى ، به يك بار همچنين گويند ، و ايشان هر يكى با آن ديگرى عداوت مىورزند ، و چون با شيعه مخاصمت كنند و مباحثه افتد ، جمله با هم به صلح شوند و يكدست و يكدل و يكزبان شوند و شمشير عداوت بكشند در روى شيعى ، و چون از اين كار فارغ شوند باز با سر خلاف خود شوند . پس چون اين مذهب است كه متنازع فيه و مختلف فيه و معادى عليه جمله مذاهب است ، دليل است كه حقّ است كه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت كه : « إلّا فرقة واحدة » اين طايفهاند و هم المراد بقوله تعالى :
كُنَّا نَعُدُّهُمْ مِنَ الْأَشْرارِ
« 11 » پس بدين سبب تمسّك بدين مذهب رفت . « 12 »
المسألة التاسعة عشرة : احتياط كردم در جمله مذاهب ، امام را جايز الخطا گويند و اقتدا به فاسق روا دارند ، و در اكثر مذاهب شرور عالم حواله به خدا كنند و قايل باشند به قضا و قدر ، و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : « القدرية مجوس هذه الامّة » « 13 » و قال : « لعن اللّه القدرية » « 14 » و چنان كه پيش ايشان امام معصوم نيست ، خدا و رسول نيز معصوم
هامش
( 9 ) ص : 62 .
( 10 ) يونس : 32 .
( 11 ) ص : 62 .
( 12 ) در تمامى نسخهها بعد از مسئلهء دوازدهم ، مسأله نوزدهم طرح شده است .
( 13 ) كنز العمال ، ج 1 ، ح 644 و 646 .
( 14 ) كنز العمال ، ج 1 ، ح 635 ، 636 ، 637 و 639 ( با كمى اختلاف ) .