وى بود و معاون وى ، و صحابهء خلفا و غير ايشان هيچ كس با وى نبودند . چهار سال كه ايام شعب بود و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم محبوس در خانهء ابو طالب بود و ابو طالب همه شب با فرزند ، شمشير كشيده بر سقف و حوالى خانه طواف و حراست كردندى و على عليه السّلام در روز معيشت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم حاصل كردى و هيچ صحابه معاون وى نبود ، و همچنين ايام مباهله و در ايام حروب « 1 » و روز وفات و قيام به كار او ، در هيچ مقام صعب ايشان معاون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم نبودند بلكه على عليه السّلام بدان كار باستادى و آن رنج از دل رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم برداشتى و از اسلاميان كفايت كردى . بنابراين على عليه السّلام بدين جملهء مهمات لايق خلافت نبود ، ايشان كه لايق هيچ كارى صعب نبودند لايق خلافت شدند ؟
سُبْحانَكَ هذا بُهْتانٌ عَظِيمٌ .
« 2 »
المسألة الإحدى و العشرون : يافتيم كه در زمين دو شهر بود بزرگ : مكّه حرم خداى تعالى و مدينه حرم رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، و در اين هر دو مقيمان آنجا شيعى ، در مكّه زيدى و در مدينه اثنى عشرى ؛ و معلوم است كه مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بيرون از زمين عرب فتح نكرد و در زمين عرب كه فتح كرد بحرين بود و نجد و مدينه و مكّه و يمن و خيبر ، و نجد را در حال حيات رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم مسيلمهء كذّاب بستاند و يمن را اسود عنسى بستاند و عاملان رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از اين دو ولايت بيرون كردند ، و اهل خيبر خود يهود بودند ، جزيه قبول كردند . پس نماند الّا مكّه و مدينه و بحرين كه بر دين مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بودند ، و امروز اولاد ايشان مجموع شيعهاند . اگر آباى ايشان را معلوم بودى كه حق از آن صحابه بودى ، وصيت به ابناء كردندى و به ميراث طريقهء آباء ، بديشان رسيدى ، چنان كه در شهرهاى ديگر كه از آباء به ابناء رسيد مذهب اسلاف به اخلاف ، خاصه مدينه كه مدفن اصحاب وى است ، و ايشان طريقه و حقيقت هر طايفه چنان كه بود شناختهاند و دانسته ، و به ضرورت هيچ كس بد به خود و فرزند خود نخواهد و چون اهل اين دو شهر اين اعتقاد دارند ، دليل است بر آنكه حق اين
هامش
( 1 ) اصل : حروف .
( 2 ) نور : 16 .