تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 88

مساهمون:

ص٨٨
بيان متضايفين باشد ، و ضجيع « 1 » كسى بودن به صورت معانقه فخرى نيست ، چنان كه مادر و پدر حامل بار نبوّت بودند و ايشان هر دو كافر بودند به زعم خصم ، و محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در بغل مادر و پدر خفتى و هم از آن دايه خود بدان صفت نيست بلكه در خانه خفته‌اند « 2 » . نه آسيه بنت مزاحم ضجيع فرعون بود ؟ نه چندان سباع و حشرات همخانه و ضجيع نوح بودند ؟ و همچنين اصحاب كهف با سبع خود ؟ و اگر هيچ نبود
فَضُرِبَ بَيْنَهُمْ بِسُورٍ لَهُ بابٌ باطِنُهُ فِيهِ الرَّحْمَةُ وَ ظاهِرُهُ مِنْ قِبَلِهِ الْعَذابُ
« 3 » .

أمّا العقلية أربع و عشرون مسألة :

[ المسألة الأولى ] بدان كه خارق عادت دلالت معجزه است . تا صحابه از دنيا رفتند نديديم و نشنيديم كه هرگز كسى به زيارت ايشان رفته باشد ، اما مدفن على عليه السّلام و يازده امام بعد از ذرّيّت او و همچنين اولاد ايشان و مدافن و مقابر ايشان قبلهء عالميان شد ، و به هر موسمى صد هزار تا سيصد هزار جمع مىشوند به زيارت على و حسن و حسين عليهم السّلام و مانند اين مدفن اولاد ايشان به قدر حال ؛ و هرگز نبود و نيست الّا كه هزار و دو هزار از چهار قطر عالم مختلف الجانبين متوجّهين و راجعين و يا مقيمين
يَأْتُوكَ رِجالًا وَ عَلى كُلِّ ضامِرٍ يَأْتِينَ مِنْ كُلِّ فَجٍّ عَمِيقٍ
« 4 » ، و از دور صحابه الى يومنا هيچ متنفّس نديد كسى را كه گويد به زيارت متقدّمان على عليه السّلام مىروم . پس اين نوع نيست الّا بتسخير القلوب به غير عادت و تسخير قلب براى طايفه [ اى ] دون طايفه [ اى ] نباشد الّا خارق عادت و معجزه صرف . « 5 » [ پس اهل البيت مقتداى عالميانند ، حال الحيوة و الممات ، و به متابعت ايشان رستگارى از دركات .
هامش
( 1 ) اصل : ضجيعى . ( 2 ) چنين است در اصل . در اين قسمت مطلب افتادگى وجود دارد . ( 3 ) حديد : 13 . ( 4 ) حجّ : 27 . ( 5 ) در نسخهء خطّى قسمتى از مطلب ساقط شده كه از نسخهء « آ » و « ر » نقل مىگردد .