أبة [ اولاد عرب شتر مىدوانند ] « 1 » ما را مىبايد كه شتر بدوانيم [ و شتر نداريم ] « 2 » » تا رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم زنده بود ايشان رسول را پدر خواندندى ، ندانستندى كه وى جدّ است ، پس رسول گفت : « من شتر شما باشم » رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در خانهء خالى رفت و يكى را بر دوش راست نشاند و يكى را بر دوش چپ و از اين كنار خانه تا به آن كنار خانه مىدويد و بخ بخ مىكرد [ و گويند ] كه عفو عفو مىگفت و آنگه گفت : « نعم الجمل جملكما و نعم الراكبان أنتما » « 3 » .
گويند كه روزى حسن عليه السّلام بول به رسول كرد پيرزن بديد بانگ بر حسن زد .
رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از اين برنجيد و گفت : « لا تزرموا ابنى و جعت قلبى . » « 4 » چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بخفتى حسن و حسين عليهما السّلام پيش وى خفتند و پاى در سينه رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم آويختندى و اكثر در جنب رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بنشستندى . روزى رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم وعظ مىگفت ، حسن مىآمد دوان پاى وى در دامن آمد و بيافتاد . رسول صلى اللّه عليه و آله و سلّم خطبه قطع كرد و به زير آمد و او را برگرفت و بر منبر برد و بر دامان خود بنشاند خجلان گفت : صدق اللّه حيث [ قال : ]
إِنَّما أَمْوالُكُمْ وَ أَوْلادُكُمْ فِتْنَةٌ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِيمٌ .
« 5 » عجب است كه در حال حيات رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ضجيع رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و مثافن « 6 » و له راكبان بودند ، چون بمردند لايق آن نبودند كه در جنب وى مدفون شوند ، و ابو بكر و عمر در حال حيات رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به قدر غلوه « 7 » از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم دور بودند ، ضجيع شدند ؛ مگر كه مرگ اجازت داد ايشان را آن و الّا در حال حيات اين معنى نبود ايشان را .
معمّا : كه قال اللّه تعالى :
لا تَدْخُلُوا بُيُوتَ النَّبِيِّ إِلَّا أَنْ يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلى طَعامٍ غَيْرَ ناظِرِينَ إِناهُ
« 8 » بعد از موت اذن فاطمه عليها السّلام مىبايست و اذن حسن و حسين عليهما السّلام و ايشان دفن ايشان را كاره بودند در آن خانه ، و قال اللّه تعالى :
لا تَدْخُلُوا بُيُوتاً غَيْرَ
هامش
( 1 ) نسخه ر .
( 2 ) نسخه ر .
( 3 ) كنز العمال ، ج 13 ، ح 37686 ، 37687 ، 37688 ، 37689 و 37690 .
( 4 ) بحار الأنوار ، ج 43 ، ص 296 .
( 5 ) تغابن : 15 .
( 6 ) همدم ، همنشين .
( 7 ) آخرين حدّ پرتاب تير .
( 8 ) احزاب : 53 .