گفت :
وَ لِكُلِّ قَوْمٍ هادٍ
« 1 » و تهديد :
سَنَفْرُغُ لَكُمْ أَيُّهَ الثَّقَلانِ »
« 2 » و توبيخ :
اعْمَلُوا عَلى مَكانَتِكُمْ
« 3 » و انذار :
إِنَّ رَبَّكَ لَبِالْمِرْصادِ
« 4 » و قريب به هزار آيه وعيد فرستاد ، و اين مقدّم لا بد كه معصوم بود ، كه اگر جايز الخطا بود فساد در جهان يكى صد شود ، چنان كه معلوم است كه چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از دنيا مفارقت كرد خلايق بر يك طريق بودند كه
أَنَّ هذا صِراطِي مُسْتَقِيماً فَاتَّبِعُوهُ
« 5 » چون جماعت جايز الخطا بر معصومان دست عدوان و غصب حقوق ايشان دراز كردند ، لاجرم هفصد مذهب در اسلام پيدا شد و بدين سبب اكثر مردم هيمهء دوزخ گرديدند
إِلَّا عِبادَكَ مِنْهُمُ الْمُخْلَصِينَ
« 6 » كه آن شيعهاند بدان برهان كه بعد از اين معلوم گردد .
[ اگر گويند : ] قرآن كافى است براى امر معروف و نهى منكر ، چه حاجت است به امام ؟
گوييم : بنابراين عقل كافى است چه « 7 » حاجت به قرآن و شرع ؟ « 8 » و قرآن كافى است چه حاجت به رسول و عقل ؟ و رسول و قرآن كافى است چه حاجت تو را به خلافت صحابه ؟ و هر چه به جواب اين گويند ، بعينه جواب ما باشد .
معمّا : كه ابن عبّاس گفت : « بدرستى كه قرآن ذو « 9 » وجوه است ، حمل كنيد آن را به نيكوترين وجهى » . و منه قوله تعالى :
فَبَشِّرْ عِبادِ الَّذِينَ يَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَيَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ
« 10 » و چون قرآن غير ناطق و ذو « 11 » وجوه است و هر يك مفسران بر وجهى گفتهاند به خلاف آن ديگر ، و جمله نامعصوم و قول هيچ [ يك از ] ديگرى اولى به قبول نه . زيرا كه جمله جايز الخطااند . پس لا بد امام معصوم بايد تا قول و فعل او موثوق به و معتمد عليه باشد .
الخامس : نظر كردم در آيه
إِنَّا عَرَضْنَا الْأَمانَةَ عَلَى السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ الْجِبالِ
هامش
( 1 ) رعد : 7 .
( 2 ) فجر : 14 .
( 3 ) انعام : 135 .
( 4 ) فجر : 14 .
( 5 ) انعام : 153 .
( 6 ) حجر : 4 .
( 7 ) اصل : چو .
( 8 ) ر : قرآن و رسول و شرع .
( 9 ) اصل : رادو .
( 10 ) زمر : 17 و 18 .
( 11 ) اصل : دو .