مىگيرند ؛ و اين كواكب چون لشكر آفتاباند ، و افلاك چون اقاليم ملك پادشاه ، و بروج چون بلدان ، و درجات او چون محلّات ، و دقايق چون كوچهها . بدين سبب مستقرّ آفتاب كه به مثابت سلطان است ، در ميان افلاك افتاد ، چنان كه دار الملك پادشاه در ميان مملكت او بود ؛ و همچنين شهور تقدير كرد و رمضان را امام جمله كرد ، و روزها را بيافريد و جمعه را امام روزها كرد ، و ليالى بيافريد و شب قدر را مقدّم آن كرد ، و احجار بيافريد ياقوت و لعل و امثال آن را مقدّم آن كرد ، و اثمان بيافريد و زر را مقدّم جمله كرد . بدين سبب [ به ] بليت طويل در ميان خاك ناقص نشود ، و خاك بيافريد و سه خاك را مقدّم « 1 » جمله كرد :
اوّل : خاك تربت امام حسين عليه السّلام « فيه شفاء من جميع الامراض » « 2 » چنان كه نصّ وارد است .
دويم : طين ارمن كه خاك ذو القرنين است دواى امراض كرد .
سيم : خاك مدينه كه شفاى جذام است ، و مساكن بيافريد و مساجد را مقدّم جمله كرد
وَ أَنَّ الْمَساجِدَ لِلَّهِ فَلا تَدْعُوا مَعَ اللَّهِ
« 3 »
أَحَداً
« 4 » و حرم كعبه قبله مساجد نهاد كه
فَوَلِّ وَجْهَكَ شَطْرَ الْمَسْجِدِ الْحَرامِ
« 5 » . سپس چون هيچ چيز را بىپيشوايى نگذاشت ، با آنكه « 6 » جمله مسخر امر وىاند و جمله طوق [ انقياد ] « 7 »
ائْتِيا
« 8 »
طَوْعاً أَوْ كَرْهاً قالَتا أَتَيْنا طائِعِينَ
« 9 » بر گردن دارند ، و بنى آدم جايز الخطاى طبيعتپرست ، ذليل ابليس ، مسخّر هوا ، اسير مأكول و ملبوس ، در هر عضو وى شيطانى خايه و بچه برآورده ، معدن فسق و فجور و معاصى چگونه روا بود و از حكمت سزد كه ايشان را بىسردار بگذارد ؟ خاصه كه تكليف [ ايشان ] « 10 » فرمود و چندين انبيا و كتب بديشان فرستاد ، و براى مطيعان جنة الخلد تعيين كرد و براى عاصيان نيران وعده كرد ، آنكه
هامش
( 1 ) اصل : مقدمى .
( 2 ) بحار الأنوار ، ج 101 ، ص 129 ، 130 .
( 3 ) اصل : اللّه الها .
( 4 ) الجنّ : 18 .
( 5 ) بقره : 149 - 150 .
( 6 ) اصل : به آنكه .
( 7 ) نسخه ر .
( 8 ) اصل : اتينا .
( 9 ) فصّلت : 11 .
( 10 ) نسخه ر .