تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 54

مساهمون:

ص٥٤
باب ، عقلاى اولو الالباب كه موفق حضرت الوهيّت بودند ، از مؤلّف اين كتاب حسن بن على بن محمّد بن على بن الحسن الطبرسى - رحمة اللّه عليه - به سبب آنكه در اين باب اندك مهارت غوّاصى داشت و به فضل ذو المنن در اين فن زيادت يافته « 1 » ، استدعاى تأليف كتابى به فارسى كردند در امامت ، به غايت وضوح كه فردا در قيامت حجّت « 2 » را شايد . بنا بر تناصف « 3 » و تصادق نهاده ، اين لازم بود بنا بر خبر نبوىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه : « من سئل عن علم فكتمه ألجم بلجام من النّار » « 4 » . چون استعجال مىكردند اهمال نرفت و نه تسويف و امهال ، و اميد بر آن جمله است كه مرضىّ حضرت نبوىّ ، سيّد الاوّلين و الآخرين محمّد مصطفى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و عترته الطاهرين عليهم السّلام يوم العرض الاكبر باشد . كما قال اللّه تعالى :
وَ سَيَرَى اللَّهُ عَمَلَكُمْ
« 5 » و تحفه و هديه [ اى ] بزرگ مر بارگاه عصمت ايشان را . امّا چون اين معصومان از اعيان عوام غايب بودند و در ميان برايا هدايا را قبول شرط بود . پس علق بر فقدان مشاهده نزد عوام لا بد بود از نصب وكيل معتمد ورقى خلاصه مىبايد نوشت « 6 » .

فصل پنجم

« 7 » بدان كه توحيد بىعدل محال بود ، و عدل بىنبوّت و نبوّت بىامامت محال بود . هر جزئى از اجزاى موجودات دلالت مىكند بر وجود صانع ، [ و وجود صانع ] « 8 » بىتوحيد فرض نتوان كرد ، و توحيد با عدل است و عدل با نبوّت و نبوّت با
هامش
( 1 ) اصل : بافتند . ( 2 ) اصل : بحجت . ( 3 ) بحار الأنوار ، ج 2 ، ص 70 ، 72 ( با كمى اختلاف ) . ( 4 ) منبع پيشين . ( 5 ) توبه : 94 . ( 6 ) چنين است در اصل . ( 7 ) اصل : چهارم . ( 8 ) نسخه ع .