تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
آيات را ضبط كردند و بر روى اوراق مدوّن كردند و به تحرير رسانيدند ، چنان كه بر ايشان ظاهر شد كه معاويه و بنو اميّه و بنو العبّاس ، لعنت بدعت بنهادند كه هشتاد و چهار سال باشد در شرق و غرب بدين مداومت كردند تا به حدّى كه نام على كودكان نشنيدند و از ياد پيران برفت و لعنت به ابو تراب « 1 » در دل و جان شيرين شد چون نماز و روزه ، و جاى گرفت ، تا چون عمر بن عبد العزيز مروانى لعن برداشت ، خلق لعنت وى مىكردند كه سنّت برداشت ، بدين عبارت كه : « لعن اللّه مغيّر السّنة و مبدّلها » و مىگفتند : « غيّرت السّنة » و معنى سنّت به قصد ايشان لعنت على عليه السّلام بود نه امرى ديگر . [ و ] الّا به سنّت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم جمله عالميان شريكند ، بلكه سنّت به مذهب شيعه بيشتر است . اما چون آنها باطل بودند برافتاد و مرتفع شد ، به جاى لعنت صلوات و مناقب و مدايح ايشان ، و ابتداى كتب به مدح ايشان و ختم كتب به ثناى ايشان و اواسط به اسامى ايشان فاش شد و شرق و غرب مالامال شد ، و لعنت لاعنان ايشان مىگفتند ، و علماى مخالفان در خاصهء على عليه السّلام و اهل بيت عليهم السّلام كتب جمع كردند از قرآن و اخبار ، و بدين سبب شيعه [ را ] اقامت دلالت امامت اهل بيت آسان برآمد كه « و الفضل ما شهدت به الأعداء » و فى ذلك قوله تعالى :
بَلْ نَقْذِفُ بِالْحَقِّ عَلَى الْباطِلِ فَيَدْمَغُهُ فَإِذا هُوَ زاهِقٌ وَ لَكُمُ الْوَيْلُ مِمَّا تَصِفُونَ
« 2 » .

فصل چهارم

چون حال بدين منوال است و اين اختلاف كه مذكور شد ميان امّت محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم واقع بود ، بنابراين بر هر عاقل كامل واجب است به قعر غور اين بحر سباحت كردن و خود را به ساحل نجات
ثُمَّ نُنَجِّي الَّذِينَ اتَّقَوْا
« 3 » انداختن ، تا فرداى قيامت از جملهء هالكان نباشد كه : « بيهوده سخن بدين درازى نبود » . عند اين
هامش
( 1 ) اصل : و لعنت وى به ابو تراب . ( 2 ) انبياء : 18 . ( 3 ) مريم : 72 .