سواد امت خواست بود و اظهار فتنه در ميان امت .
نبينى كه با ما خصومت كنند در مسح پا ، و ايشان مسح بر موزه « 1 » كشند ؟ در خبر آمده كه على عليه السّلام گفت : « لا ابالى أ مسحت على الخفّين أم على ظهر بعير فى الفلوات » « 2 » و به تحريم خمر گويند و خود خورند به اسم مثلّث « 3 » ، و از زنا منع كنند و گويند چون رضا دهد حلال بود ، و نكاح بنات خود را روا دارند چون از زنا بود ، و نكاح مادر به اسم تحليل رخصت دهند بلفّ الحرير على الايور « 4 » ، و اگر كسى ظالمان اهل بيت را حق نگويد با وى معادات كنند و با يهودى كه لعنت محمد را صلّى اللّه عليه و آله و سلّم واجب داند صداقت ورزند .
نبينى كه روز شورا عبد الرحمن دست امير المؤمنين على عليه السّلام گرفت كه بر تو بيعت كنم ، به شرط آنكه به رسم شيخين به روى ، امير المؤمنين عليه السّلام گفت : قال اللّه تعالى :
لَقَدْ كانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ
« 5 » بر سيرت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فرمود ما را نه بر سيرت شيخين ، عبد الرحمن نزديك اين دست از دست وى عليه السّلام بيرون كشيد و دست عثمان گرفت و بيعت كرد بر خلافت « 6 » او به شرط آنكه به سيرت شيخين برود ، و عثمان آن را از وى قبول كرد .
[ گويند : ] « 7 » روزى عبد الملك مروان خود را تفضيل « 8 » نهاد بر رسول ، و تابعين و صحابه كه حاضر بودند جمله تصديق كردند آن لعين را . و ابو بكر گفت : « اخترت لكم [ احد ] هذين الرجلين عمر و ابا عبيدة » « 9 » و مع ذلك آن اختيار وى به هيچ برآمد و دروغ شد ، چه كه وى خليفه شد و [ به ] بيعت ، شخصى جايز الخطا را حاكم عالميان گردانيد ، بر مال و عرض و خون و جان و اولاد مسلمانان كه چون بر مسأله [ اى ]
هامش
( 1 ) كفش ، پاپوش .
( 2 ) روض الجنان ، ج 1 ، ص 36 ؛ منتهى المطلب ، ج 1 ، ص 651 ؛ تذكرة الفقهاء ، ج 1 ، ص 18 و . . .
( 3 ) دو سوم آن جوشيده .
( 4 ) كشيدن حرير بر آلت .
( 5 ) احزاب : 21 .
( 6 ) اصل : خلاف .
( 7 ) نسخه ر .
( 8 ) خود را برترى دادن .
( 9 ) كنز العمال ، ج 5 ، ح 14127 ( با كمى اختلاف ) .