جاهل شوند با رعيت گردند ، و اگر رعيت ندانند با على گردند ، و نگويند كه محتاج اليه به اطلاق كه موصوف به خصال حميده و عصمت و علم و غيرهما بود ، به تقديم اولى . و چون على عليه السّلام حل معضلات كردى ، عمر بسيار گفتى : « لا أبقانى اللّه بعدك يا أبا الحسن » و گفتى : « لو لا علىّ لهلك عمر » « 1 » و گفتى « لولاك يا علىّ لافتضحنا » « 2 » .
و بر ما طعنه زنند كه نزديك وضو رجلين نمىشويند و خاك پليد است ، و با خود نگويند كه با موزهء صد ميخ نماز مىكنند بعد از آنكه مسح بر وى كردند ، و يمكن كه پوست مردار بود و در زير هر ميخ نجاست چند از كلاب « 3 » بازارها ، و ما خود پاى در كفش داريم و هزار احتياط ، و اگر تهمتى باشد بر خاك يا پاى ، اول پاى بشوييم ، آنگه وضو سازيم [ و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت كه : « يا ايّها الناس لا تبركوا فى الصلاة كبروك البعير و لا تقعدوا كإقعاد الكلب و لا تلتفتوا كالتفات القردة » « 4 » و مخالف اين جمله كنند ] « 5 » ، و حقّ تعالى گفت :
وَ إِنْ كُنْتُمْ جُنُباً فَاطَّهَّرُوا
« 6 » و ذكر وضو نكرد و ايشان وضو مزيد سازند ، و رسول گفت : « فاسكتوا عمّا سكت اللّه عنه » و خداى تعالى گفت :
ما فَرَّطْنا فِي الْكِتابِ مِنْ شَيْءٍ
« 7 » يعنى آنچه بايست گفت ، گفتيم « 8 » در كتاب خود و تقصير نكرديم .
و در حليهء اوليا كه تأليف جامع العلوم ابو نعيم اصفهانى است ، آورده است كه يزيد الضبى گفت : عن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم انّه قال : « من توضّأ بعد الغسل فليس منّا أى من ديننا » « 9 » .
هامش
( 1 ) اصول كافى ، ج 7 ، ص 424 ؛ من لا يحضره الفقيه ؛ ج 4 ، ص 36 و التهذيب ، ج 1 ، ص 50 .
( 2 ) بحار ، ج 40 ، ص 235 ، ج 99 ، ص 69 .
( 3 ) جمع كلب : سگ .
( 4 ) كامل بهايى ، ج 1 ، ص 258 ؛ بحار الأنوار ، ج 29 ، ص 234 و . . .
( 5 ) نسخه ع .
( 6 ) مائده : 6 .
( 7 ) انعام : 38 .
( 8 ) اصل : گفتم .
( 9 ) الصراط المستقيم ، ج 3 ، ص 184 و 286 .