تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفة الأبرار في مناقب الأئمة الأطهار ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
بنو هاشم سخنان درشت بايد گفتن ، و فدك را بازستاندن « 1 » تا مردم گويند كه ميان ايشان عداوت و خصومت است ، سخن ايشان در حق تو قبول نكنند ، و اگر چنين نبود مردم سخن ايشان را قبول كنند به سبب علم و قرابت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ، و تا ايشان سخن گويند سخن ديگران را اعتبار نبود . گويند : عمر روزى در ايام خلافت دفتر حساب بيت المال و اسامى مستحقّان خواست و در ابتدا آن نام على و بنو هاشم بنوشت . روز دويم نام على عليه السّلام و بنو هاشم را به باب پنجم برد و وظيفه « 2 » ايشان هم كم كرد . امير المؤمنين على عليه السّلام پيش وى رفت و گفت : يا عمر نام من ديروز در اول دفتر اسامى صحابه ثبت كردى به خطّ يد خود ، از جملهء حسنات شمردى يا از جملهء سيّئات ؟ گفت از جملهء حسنات . گفت : الحمد للّه كه ديدم عمر به دست خود حسنهء خود محو مىكرد . عمر دفتر خواست و نام على و بنو هاشم به جاى خود برد به اول كتاب . اما وظيفه بنرسانيد و با ثلثى كرد از آنچه مقرر بود و آن نيز نداد .

فصل سيم : [ در بيان قوّت دين محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ]

« 3 » امّا چون خداى تعالى نخواست كه دين محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به كلّى برافتد ، به حكم
لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ
« 4 » و به حكم
لِيُطْفِؤُا نُورَ اللَّهِ بِأَفْواهِهِمْ وَ اللَّهُ مُتِمُّ نُورِهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْكافِرُونَ
« 5 » ، زبان صالحان بگشود به مدح على و اولاد عليهم السّلام و به اظهار اخبار كه از رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم استماع كرده بودند ، از نصوصات جليّه و خفيّه تا گفتند به حكم
وَ ذَلَّلْناها لَهُمْ فَمِنْها رَكُوبُهُمْ وَ مِنْها يَأْكُلُونَ
« 6 » بارى تعالى اظهار حجت را ، دلهاى قاسيه عاصيه « 7 » معاندان را از روايات مسخّر و مليّن « 8 » كرد تا اكثر
هامش
( 1 ) اصل : ستاند . ( 2 ) مستمرى ، مقرّرى . ( 3 ) نسخه ر . ( 4 ) صف : 9 و توبه : 33 . ( 5 ) صف : 8 . ( 6 ) يس : 72 . ( 7 ) اصل : عانيه . ( 8 ) نرم .