هنوز نام على بر ياد خلق است و فراموش نكردند ؛ و در لعنت به ابو تراب گشودند و در جهان اظهار كردند كه ابو تراب با اولاد خود ، خاندان رسول را خراب كردند و صحابه را متفرّقه كردند و در دين چنين و چنين كردند . بدين حيلت و دروغ خلقان را در آن كار جد و جهد و تحريص كردند و چندانكه مناقب متقدمان مىكردند ، مقابح صورت و سيرت اهل البيت و ذمّ ايشان را مىكردند و مىگفتند ، و راويان على چون ابن عباس و ابن مسعود و ابن سيرين و غيرهم چون روايتى از او بازمىگفتندى بدين عبارت كه « حكى لى ابو زينب » و « روى « 1 » لى رجل قريشى » وى را به دختر وى زينب بازخواندندى و « روى « 2 » لى ابو تراب » گفتندى .
گويند : چرا على را ابو تراب كنيت كردند ؟
گوييم : صادق عليه السّلام گفت زيرا كه وى خليفهء رسول بود صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بعد از او ، چنان كه با عدم آب تيمّم به خاك كنند با عدم رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم اقتدا به على عليه السّلام كنند ، و گفت سبب اين آن بود كه روزى على عليه السّلام غايب بود طلب مىكردند ، به صحرا « 3 » يافتند كه به سجده رفته بود و در سجده به خواب رفته بود . چون رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به وى رسيد گفت : « قم يا ابا تراب » على عليه السّلام برخاست همهء روى پرخاك .
ديگر آنكه مورّخان گفتهاند كه دهات عرب چهار تن بودند « 4 » : اوّل معاوية بن ابو سفيان ، دويم عمرو عاص ، سيم معاوية بن خديج و اين لعين ظاهرا لعنت عترت كردى و عظيم داهيى بود به امور دنياوى ، و معاوية بن ابى سفيان از شرّ او ايمن نبود ، وى را به زهر بكشت و وى هنوز در صغر سن بود ، چهارم عمر خطّاب و وى روزى به ابو بكر گفت كه با من عهد كن كه وزارت به من دهى و بعد از تو وصايت خلافت به من كنى تا من كار تو را تمشيت « 5 » دهم . ابا بكر با وى عهد كرد ، نزديك اين عمر گفت امروز ما را منّاعى نمانده الّا على عليه السّلام و اهل بيت او و ايشان به مال فدك
هامش
( 1 ) اصل : روا .
( 2 ) اصل : روا .
( 3 ) ر : مسجد .
( 4 ) ر : از عرب چهار تن به دشمنى على مشهور بودند .
( 5 ) سر و سامان دادن .