شد به علّت فدك ، و على با بنو هاشم به قوت روز به ما محتاجاند و ما را ظن نبود كه على چنين منكوب شود و محجوب گردد . امروز خلايق از اقصاى ملك مىآيند و از ما مشاهدهء عبادات مىكنند ، اگر ما نيز چنان كنيم كه وى مىكند ، مردم متابعت وى كنند زيرا كه معلوم است كه وى به علم از ما زيادتر است . اما صلاح در آن است كه جواسيس برگماريم تا ما را اخبار كند كه على از اوّل تا آخر عبادات از وضو و غسل و مقدّمات نماز از اذانين و نيت و ركوع و سجود و تعقيبات نماز و ساير عبادات چگونه كند تا ما به خلاف آن كنيم . اگر متساوى باشيم ايشان به متبوعى اولىاند از ما ، زيرا كه ايشان از بطانهء « 1 » رسولند و به علم و عصمت و سبقت اسلام مشهورند .
يقين كه هر چه على كرد و تابع او ، ايشان به خلاف آن مىكردند . مردم كه از بلاد بعيده از ايشان آن مىديدند و از جماهير متقدمان به خلاف آن ، مىگفتند كه اين طايفه خارجىاند كه بر مسلمانان مخالفت مىكنند .
تا مدّتى بر اين برآمد ، صلحاى صحابه اين حال را با خلق مىگفتند و صحابه بعضى بودند كه از فعلات خود نادم شدند و با على عليه السّلام مىگرويدند و عذر مىخواستند و استغفار مىكردند و به خلق مىآموختند و تنبيه مىكردند كه اين حال چون بود و چه حيلت كردند ، آنگه يك يك به حكم
يَدْخُلُونَ فِي دِينِ اللَّهِ أَفْواجاً
« 2 » در دين مىآمدند و مطيع بنى هاشم مىشدند تا به حكم « الإسلام يعلو و لا يعلى عليه » و به حكم
لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ
« 3 » آن هفده تن با هفتاد هزار تن [ و ] اندى شدند و روز به روز در ترقى است ، كه اهل عالم روى بدين طرف نهادهاند .
هامش
( 1 ) نزديك و محرم .
( 2 ) نصر : 2 .
( 3 ) توبه : 33 و صف : 9 .