رسول اللّه فى بيته اخفيه فى حفرة و أخرج و انازع الناس فى الخلافة . »
فقال أبو بكر : « يا أبا الحسن لو علمت أنّك تنازعنى فى هذا الأمر لما أردته و لما طلبته فقد بايعنى الناس و قضيت الحاجة . »
اى عزيز ! از اين كلام معلوم شد كه حضرت امير المؤمنين على عليه السّلام مطالبه خلافت فرمود ، امّا خلايق عدول كردند از طريق مستقيم ، چنان كه عمر گفت كه « أيّها الرجل لست بمتروك « 1 » حتّى تبايع » يعنى تو را نمىگذاريم تا آنكه بيعت كنى همچنانكه بيعت كردند غير تو ، و از حضرت امام جعفر صادق عليه السّلام مروى است كه حضرت على عليه السّلام فرمود كه « بيعت نكنم . » عمر گفت : « اگر بيعت نكنى گردنت بزنم » ، و گويند ابو بكر اين لفظ را سه بار تكرار كرد و امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : « قرآن به ما فرود آمد و اسلام به ما ظاهر شد . اگر لايق آن بوديم لايق اين نيز باشيم و خلافت و امامت ما را باشد و به علّت قرابت رسول كه شما غالب آمدهايد بر انصار ما به آن اولى و احقّيم كه الأقرب يمنع الأبعد كما قال اللّه تعالى :
وَ أُولُوا الْأَرْحامِ بَعْضُهُمْ أَوْلى بِبَعْضٍ
« 2 » انصار را انصاف بود و شما را انصاف نيست . فرصت غنيمت دانستيد از براى طلب رياست و حكومت ، به نماز و تجهيز و تكفين و تدفين حضرت پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله و سلّم با ما موافقت ننموديد . » چنان كه در كتاب ملل آمده كه ابو بكر با عمر گفت : « البدار » يعنى بشتاب « قبل البوار » پيش از آنكه على از عزا و دفن رسول اللّه صلّى اللّه عليه و آله و سلّم فارغ شود و امير المؤمنين فرمود كه « چگونه پيغمبر را دفن نانموده در خانه گذاشتمى و به طلب خلافت رفتمى و نزد خداى تعالى مرا چه عذر بودى . »
و ابو بكر گفت : « اگر دانستمى كه با من منازعت مىكنى در اين كار ، اختيار اين امر نكردمى امّا مردم بر من بيعت كردهاند و عدول از آن نمىتوان كرد . » ] « 3 »
گويند : على عليه السّلام چرا پيش ايشان تردّد مىكرد اگر ظالم بودند ؟
گوييم : نه دانيال عليه السّلام چهار سال وزارت بخت النصر مىكرد و پيش او مىرفت
هامش
( 1 ) اصل : متروك .
( 2 ) انفال : 75 .
( 3 ) نسخهء « آ » و « ر » .