همه روزه ، و همچنين يوسف با عزيز مصر چندين سال ؟ نه شمعون بن حمون وصىّ عيسى پيش جبار انطاكيه بماند به اسم طبيبى و خدمتكارى ؟ و قال اللّه تعالى فيه :
فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ
« 1 » و اين گفته شد . نه يحيى با جبّار زمانه خود چنين بود تا عاقبت مقتول شد ؟ و كذلك الأنبياء ؛ و نيز على عليه السّلام حافظ شرع بود و ناصر ، بر وى لازم بود تردّد كردن پيش ايشان تا به وسيلهء ايشان [ حفظ ] شرع مىكرد و اقامت حدود ، كما امر اللّه ، و امر معروف مىكرد . ايشان نيز به واسطهء حضور وى صد چيز از مناهى شرع بود ، ترك مىكردند . به مسائل معظمه تنبيه مىكرد و اطّلاع مىكرد ، خوف آن را كه خلق آن جهالت ايشان را بازگويند ، كه از مسند خلافت چنين شنيديم ، و آن « 2 » حال خود نه چنان بود ، و اگر به سبب تردّد او نبودى به پيش ايشان يمكن كه در احوال شرايع چنان كه در وجوب نماز و روزه و زكات و عدد ركعات نماز واجب خلاف افتادى ، چنان كه در مندوبات افتاد .
گويند : على عليه السّلام نماز به جماعت كردى يا نه در ايّام ايشان ؟
گوييم : بلى . با مريدان خود در خانه نماز به جماعت كردى ، و همچنين سعد بن عبادهء خزرجى و عبد اللّه مسعود و غيرهما ، و اگر به تقدير كه به جماعت آمدى نماز خود كردى و اقتدا از اعمال قلبى است نه صورتى ، يمكن كه ايشان را چون ساريه يعنى چون ديوار و استونها پنداشتى و نماز خود كردى . امّا نماز جمعه ، رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سيزده سال نماز جمعه به جماعت نگزارد . زيرا كه شرايط وجوب حاصل نبود . براى على عليه السّلام نيز حاصل نبود ، و شرايط آن بود كه مستحقّ تقدّم ، مقدّم باشد ، نه آنكه وى به صفّ النعال ايستاده بود و نماز جمعه تابع تمكّن وى بود ، نه وى تابع جمعه بود ؟
گويند : اگر براى على عليه السّلام نصّى بودى ، از صحابه منع تصوّر نبودى .
گوييم : اين باطل است به اهل ردّه . كه اگر بر ابو بكر نصّ بودى ايشان بر وى ردّ
هامش
( 1 ) يس : 14 .
( 2 ) اصل : از .