نكردندى ، و همچنين موسى عليه السّلام كما قال اللّه تعالى :
لِمَ تُؤْذُونَنِي وَ قَدْ تَعْلَمُونَ أَنِّي رَسُولُ اللَّهِ إِلَيْكُمْ
« 1 » . نه يهودان تورات تحريف كردند ؟ نه منع الهيّت خالق كردند و در عقب گوسالهپرستى برفتند ؟ نه منع عيسى كردند حتّى يهتمّوا « 2 » بقتله و صلبه ؟ نه سى و سه هزار صحابه منع خلافت عثمان كردند و وى را بكشتند و گفتند : قتلنا كافرا ، و به زعم خصم فضايل وى جمله منع كردند ؟ و نه اخبار رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بگردانيدند ؟ حتّى قال تعالى :
فَبَدَّلَ الَّذِينَ ظَلَمُوا قَوْلًا غَيْرَ الَّذِي قِيلَ لَهُمْ
« 3 » نه اولاد يعقوب از پدر مدح يوسف شنيدند و با وى آن كردند كه در قرآن و تواريخ مسطور است ؟
گويند : اگر نصّ بودى براى على عليه السّلام خلاف نبودى در وى .
گوييم : اگر نصّ نبودى براى وى خلاف نبودى ، چنان كه براى ابو ذر و سلمان خلاف نيست . [ نه ] بر ساير اركان شريعت و تفاريع آن نصوصات بوده است و افعال رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم در اذان و اقامت و هيئت نماز و افعال حجّ تا كه تكرار مىكرد كه : « ايّها الناس خذوا عنّى مناسككم و توضّئوا وضوء مرّة مرّة » « 4 » و قال : « هذا وضوء لا يقبل اللّه الصلاة إلّا به » و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم از دنيا نرفت تا كه جملهء شرايع كه خلق بدان محتاج بودند بيان كرد و به امّت رسانيد ، حتّى تا به حدّى كه بول كردن و غايط و استبرا كردن بياموخت ؛ فقال صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « انّما أنا لكم كالوالد لولده [ أعلمكم ] فإذا أراد أحدكم الغائط فلا [ يستقبل القبلة و لا ] يستدبرها » « 5 » . پس چگونه شايد كه امامت كه محتاج اليه عالميان است معطّل فروگذاشته بيرون رود و نصب نكند ؟
معمّا : كه اين جهاندارى است و ملك و امر مرغوب و متنافس فيه ، و آن عبادت كه جان دادن است و غصّه خوردن و پايمال بار تكليف شدن ، خاصّه بر .
هامش
( 1 ) صف : 5 .
( 2 ) اصل : سمّوا .
( 3 ) بقره : 59 .
( 4 ) شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 1 ، ص 225 ؛ مستدرك الوسائل ، ج 9 ، ص 420 و . . . .
( 5 ) كنز العمال ، ج 9 ، ح 26457 ، 26466 ، 27207 و 27208 .