فرعون گفتندى ، و فرصت مىيافت به خلوت و نمىكشت ، و محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم سيزده سال حرب نكرد و بعد از آن حرب كرد ؛ و نيز رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت با وى : « يا علىّ عليه السّلام أنت منّى بمنزلة هارون من موسى » « 1 » و هارون در غيبت موسى به كوه طور بود ، حرب نكرد كه هشتاد و سه هزار بنى اسرائيليان گوسالهپرست شدند . چون موسى آمد با وى عتاب « 2 » كرد ، وى گفت به عذر موسى :
إِنَّ الْقَوْمَ اسْتَضْعَفُونِي وَ كادُوا يَقْتُلُونَنِي فَلا تُشْمِتْ بِيَ الْأَعْداءَ
« 3 » پس على عليه السّلام نيز با سوى محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم و موسى برفت كه
أُولئِكَ الَّذِينَ هَدَى اللَّهُ فَبِهُداهُمُ اقْتَدِهْ
« 4 » و نيز على عليه السّلام تنها بود و ايشان صد هزار ، قال اللّه تعالى :
فَإِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ صابِرَةٌ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ
« 5 » و اينجا يكى به صد هزار بود .
گويند : صحابه سى و سه هزار بودند ، چگونه جمله كافر شدند با آنكه خداى تعالى مدح ايشان گفت ؟
گوييم : آنان كه ممدوح خداى تعالى بودند با على عليه السّلام بودند كه ذرّهاى تغيير در ايشان ظاهر نشده بود . نه بنى اسرائيليان اولاد انبياء بودند و قريب العهد به انبياء ؟ و در صورت على عليه السّلام جمله اولاد مشركان بودند ابا عن جدّ تا به بيست پدر و زيادت ، و بود كه به پانصد بطن . چون در آن صورت كفر متصوّر بود ، اينجا جدّ و واقع ، و در صورت موسى با وجود دو رسول كه زنده بودند و اينجا هيچ رسولى زنده نبود . پس از بتخانهها آمدند به غلبهء اسلام بر ايشان .
ثانيا مسجد را درى در خانهء نفاق گشودند و به روز در مسجد و در شب با خانهء نفاق مىشدند [ و ] ثبات دولت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ايشان را مقهور مىداشت .
گويند : مؤمنان صحابه چرا وعظ ايشان نگفتند يا نصوصات جليّه يا خفيّه با
هامش
( 1 ) تاريخ دمشق ، ج 1 ، ص 108 .
( 2 ) اصل : خطاب .
( 3 ) اعراف : 150 .
( 4 ) انعام : 90 .
( 5 ) انفال : 66 .