توان يافت . « 1 »
فصل دويم
گويند : ابو بكر صاحب غار رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود و اين دليل است بر فضل او .
گوييم : بدان كه در اسم صاحب غار فخرى نيست . نبينى در خبر احنف بن قيس از قول رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم كه گفت : « صاحب غار كافر است و اهل النار » . و اگر اسم را اعتبار بودى بايستى كه اسم آلهه را بر اصنام فخرى عظيم بودى ، و قال اللّه تعالى :
وَ نادى أَصْحابُ النَّارِ أَصْحابَ الْجَنَّةِ
« 2 » و صاحب ، اسم كافر است و لقب او ، كما قال اللّه تعالى :
قالَ لَهُ صاحِبُهُ وَ هُوَ يُحاوِرُهُ أَ كَفَرْتَ بِالَّذِي خَلَقَكَ مِنْ تُرابٍ
« 3 » صاحبى عبارت بود از مجاورت بسيار با كسى . جمله سباع و وحوش با نوح عليه السّلام چهار ماه در كشتى بودند ، سگ اصحاب كهف سيصد و نه سال با ايشان در غار بود و هنوز هست ، و جملهء شرور و اخلاق سيّئه و طبايع فاسده و وساوس ابالسه مصاحب مؤمن است و هيچ [ فخرى ] نه آن را . نه محمّد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به زعم خصم از صلب و رحم كافر بود و همچنين از ايّام ولادت [ با ] ابو طالب [ مصاحب بود ] ، و شمعون و دانيال و عزير و يحيى جمله با كفّار مصاحب بودند .
امّا قوله :
إِنَّ اللَّهَ مَعَنا
« 4 » هم فخرى نيست . لأنّه قال اللّه :
« وَ هُوَ مَعَكُمْ أَيْنَ ما كُنْتُمْ
« 5 »
وَ نَحْنُ أَقْرَبُ إِلَيْهِ مِنْ حَبْلِ الْوَرِيدِ
« 6 » . اگر به مقام « صاحبه » ، « مستصحبه » گفته بودى در مقام مدح بودى . عجب كه على عليه السّلام در مقام وى بخفت و نفس خود را به فديهء وى كرد تا در حقّ وى منزل شد كه :
وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ
« 7 » هيچ ذكر آن نكنند ، و آيهء غار را به آب زر نويسند . مع ذلك على عليه السّلام
هامش
( 1 ) مؤلّف در ابتداى فصل تصريح نموده بود كه در اين فصل 83 خبر خواهد آمد ، امّا تنها 34 خبر بيان گرديده است . در برخى نسخ چند خبر ديگر نيز آمده ، امّا به هر حال تعداد زيادى از اخبار اين فصل حذف يا ساقط شده است .
( 2 ) اعراف : 50 .
( 3 ) كهف : 37 .
( 4 ) توبه : 40 .
( 5 ) حديد : 4 .
( 6 ) ق : 16 .
( 7 ) بقره : 207 .