براى پدر ، و رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم گفت : « إنّ أهل الجنّة [ جرد مرد ] « 1 » » . « 2 » يعنى : در وى پيران نباشند ، و قال النبىّ صلّى اللّه عليه و آله و سلّم : « الحسن و الحسين سيّدا شباب أهل الجنّة » « 3 » چنان كه گفته شد .
گويند : ابو بكر مستشار رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود .
گوييم : رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم به وحى سماوى از مشورت مستغنى بود . امّا
وَ شاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ
« 4 » براى استمالت [ اصحاب ] « 5 » بود و تأليف خاطر ايشان ، تا اعتقاد فاسد و غدر نكنند ؛ و دليل بر اين آنكه روز احد گفت : ما حرب در شهر مىكنيم . قبول نكردند و رأى زدند كه بيرون رويم . تا آخر جملهء مؤمنان مقتول شدند كه در سير مسطور است ، از جملهء شهداء آن روز سيّد الشهداء حمزه بود عليهم السّلام .
گويند : ابو بكر دائما در پيش رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بود .
گوييم : چون خيانت او معلوم بود ، از خود جدا نمىكرد تا عرض اسلام بماند ؛ و دليل بر اين آنكه در روز خيبر رايت بازآورد منهزم و مقهور ، و نيز نخواست كه وى را فضيلت جهاد بود ، يا خائف بود كه قوّت و شوكت كفر مشاهده كند ، يمكن كه ميل بدان كند كه « كلّ شىء يرجع إلى أصله » ، چنان كه روز احد كه قوّت كفر ديدند ، كس طلب مىكردند كه به ابو سفيان فرستند براى استيمان « 6 » تا پيش او روند . « 7 » چون محلّ اعتماد نبود از خود جدا نكرد .
گويند : ابو بكر در حرب در پس پشت رسول صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بايستادى .
گوييم : رسول را سپر جان خود مىساخت و از جهاد محروم مىبود و درجات آن جهانى و فضيلت در جهاد است ، كما قال اللّه تعالى :
إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ
« 8 » إلى آخر الآية و حيات ابد و جنّات سرمد به جهاد
هامش
( 1 ) اصل : مرد جرد .
( 2 ) كنز العمال ، ج 14 ، ح 39301 .
( 3 ) كنز العمال ، ح 37680 ، 37682 ، 37693 ، 37694 ، 37695 ، 376696 و 37617 .
( 4 ) آل عمران : 159 .
( 5 ) نسخه « ر » .
( 6 ) امان خواستن .
( 7 ) اصل : رند .
( 8 ) توبه : 111 .